اخبار

بازیگر پشت‌پرده در معادلات تنگه هرمز لو رفت

به گزارش اقتصاد آنلاین ، روزنامه فرهیختگان نوشت: روز دوشنبه دولت آمریکا پس از ۴۰ روز ناکامی در دستیابی به اهداف خود در رویارویی مستقیم نظامی اعلام کرد گزینه محاصره دریایی ایران را به اجرا خواهد گذاشت. مرور رسانه‌های بین‌المللی نشان می‌دهد این موضوع با واکنش گسترده دولتمردان در کشورهای مختلف از اروپا تا چین مواجه شده است. همچنین بسیاری از تحلیلگران بین‌المللی نسبت به سرایت تبعات آن به اقتصاد کشورهای عربی منطقه، اقتصاد کشورهای آسیایی و اروپا نیز هشدار داده و علاوه بر این، اقدام دولت ترامپ را بسیار پرهزینه و پرریسک ارزیابی می‌کنند که تداوم بلندمدت آن را غیرممکن می‌کند.

از سوی دیگر، بررسی داده‌های تجارت خارجی ایران نشان می‌دهد در بخش نفت، ۹۰ درصد از صادرات نفت ایران به مقصد چین بوده و بخش عمده تجارت غیرنفتی ایران نیز با چینی‌هاست. کارشناسان و تحلیلگران می‌گویند از آنجایی که نفت ایران حدود ۱۰ درصد از کل واردات نفت چین را شامل می‌شود، این اقدام دولت ترامپ اعلام جنگ اقتصادی و امنیتی به چین است.

در بخش تجارت غیرنفتی نیز بررسی داده‌های گمرک نشان می‌دهد گرچه بخش قابل توجهی از صادرات ایران به چین بوده؛ اما ایران برخلاف نفت، در بخش غیرنفتی نسبتاً شرکای متنوعی دارد که تجارت ایران با آن‌ها از طریق شمال کشور و مقاصد زمینی در غرب، شمال‌غرب و شرق کشور است. اگر این داده‌ها را کنارهم بگذاریم (و لحاظ کردن این موضوع که بخشی از تجارت ایران با امارات نیز مربوط به تجارت با چین بوده) در مجموع در دو بخش نفتی و غیرنفتی شاید بتوان ادعا کرد که تا ۸۰ درصد از تجارت دریایی ایران با چین باشد.

۹۰ درصد نفت ایران به چین می‌رود

تحلیل روند صادرات نفت ایران در یک دهه اخیر نشان می‌دهد با شروع تحریم‌های ظالمانه از سال ۲۰۱۰ به بعد، تغییرات زیادی در مقاصد صادرات نفت کشورمان ایجاد شده است، به‌طوری‌که صادرات نفت ایران از مقاصد متنوع خود در آسیا و اروپا، عمدتاً به آسیا و آن‌هم به چین محدود می‌شود. در واقع طی یک دهه اخیر بخش عمده و اصلی صادرات نفت ایران به کشور چین بوده و نقطه عطف این تحول نیز، در چند سال اخیر رخ داده که سند همکاری جامع ۲۵ ساله بین ایران و چین امضا شد.

بررسی داده‌ها نشان می‌دهد در یک دهه اخیر، چین به‌تدریج از یک مشتری عادی نفت ایران به ستون اصلی صادرات نفتی ایران تبدیل شده است. داده‌ها نشان می‌دهد این تغییر نه‌فقط تحت تأثیر رویدادهای دیپلماتیک و معاهدات، بلکه ناشی از تغییر در سامانه‌ تأمین انرژی چین و تحولات ژئوپلیتیک بوده است. طبق داده‌های کپلر و گزارش گلدمن ساکس، با گذر زمان صادرات نفت ایران به چین روند روبه‌افزایش به خود اختصاص داده و سهم کشورهایی مانند هند، امارات و مشتریان OECD کاهش پیدا کرده است. در این باره، برجام در ۲۰۱۶ جهشی اولیه ایجاد کرد، اما خروج آمریکا از توافق و بازگشت تحریم‌ها در ۲۰۱۸ و در کنار آن، بحث کووید-۱۹، شوکی جدی به واردات نفت وارد کرد.

در گزارشی از ایران‌پرایمر آمده است که در سال ۲۰۲۰، شیوع ویروس کرونا باعث شد قیمت جهانی نفت سقوط کند و واردات نفت چین بین ژانویه تا آوریل ۲۰۲۰ نسبت به مدت مشابه سال قبل ۸ درصد کاهش یابد. از ۲۰۲۱ به بعد با امضای «نقشه‌ راه ۲۵ ساله» و تغییر وضعیت بازار جهانی پس از حمله روسیه به اوکراین، صادرات نفتی ایران به چین دوباره صعودی شد. طبق داده‌ها، حجم فروش نفت ایران از ۳۱۱ هزار بشکه در روز در سال ۲۰۱۳ به ۱.۳ میلیون بشکه در روز در سال ۲۰۲۵ رسیده است. همچنین سهم ایران از بازار نفت چین نیز از ۴.۷ درصد در سال ۲۰۱۳ به حدود ۱۰.۹ درصد در سال ۲۰۲۵ افزایش یافته است.

ضربه‌گیرهای ایران در جنگ اقتصادی – امنیتی

نگاهی به مقاصد و مبدأ تجارت غیرنفتی ایران نشان می‌دهد برخلاف صادرات نفت که بخش عمده (۹۰ درصد) از تجارت ایران مربوط به چین بوده، اما در بخش تجارت غیرنفتی مقاصد و مبدأ تجارت ایران نسبتاً متنوع بوده و سهم قابل‌توجهی از آن مربوط به ۱۵ همسایه کشورمان بوده که فرایند ورود و خروج آن از مبادی و مقاصد زمینی است. به عبارتی، در صورت تداوم ایجاد اختلال بلندمدت دریایی از سوی آمریکا، مقاصد و مبادی زمینی در کشورهای همسایه و همچنین بنادر شمال ایران می تواند نقش ضربه‌گیر ایران در این جنگ اقتصادی – امنیتی باشد.

بر اساس آمارهای گمرک ایران، طی ۱۰ماهه سال ۱۴۰۴ (آخرین داده رسمی)، میزان صادرات غیر نفتی در حدود ۱۳۰ میلیون تن و به ارزش ۴۵ میلیارد دلار بوده که در مقایسه با مدت مشابه سال قبل افزایشی ۱.۴ درصدی در وزن و کاهشی ۶.۳ درصدی در ارزش دلاری داشته، همچنین میزان واردات کشور در این مدت با افزایشی ۴.۶ درصدی در وزن و کاهش ۱۵.۵ درصدی در ارزش دلاری در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته به ارقام ۳۳ میلیون تن و ۴۹ میلیارد دلار رسیده است.

علاوه بر اینها طی ۱۰ماهه سال ۱۴۰۴، کشورهای عمده مقصد صادرات ایران شامل چین با رقمی نزدیک به ۱۱ میلیارد دلار و سهم ۲۴.۲ درصد از کل ارزش صادرات، عراق با حدود ۸ میلیارد دلار و سهم ۱۷.۶ درصد، امارات با ۶.۵ میلیارد دلار و سهم ۱۴.۳ درصد، ترکیه با ۵.۷ میلیون دلار و سهم ۱۲.۶ درصد و افغانستان با ۲.۱ میلیارد دلار و سهم ۴.۶ درصد بوده است.

این آمارها نشان می‌دهند در بخش واردات نیز طی ۱۰ماهه سال ۱۴۰۴ کشور امارات، با اختصاص رقمی بالغ بر ۱۴.۸ میلیارد دلار و سهمی در حدود ۳۰.۲ درصد از کل ارزش واردات در جایگاه نخست کشورهای طرف معامله قرار گرفته است، همچنین کشورهای چین با ۱۳.۴ میلیارد دلار و سهم ۲۷.۴ درصد، ترکیه با ۷.۹ میلیارد دلار و سهم ۱۶.۱ درصد، هند با ۱.۵ میلیارد دلار و سهم ۳.۲ درصد و آلمان با ۱.۴ میلیارد دلار و سهم ۲.۹ درصد از کل ارزش واردات جزو کشورهای عمده طرف معامله واردات بوده‌اند.

یکی از موارد قابل‌تأمل در خصوص مبادی و مقاصد تجارت ایران، روند تاریخی تجارت کشورمان با چین است. طبق داده‌های گمرک ایران، درحالی که در دهه ۱۳۷۰ شمسی سهم تجارت با چین از کل تجارت غیرنفتی ایران به زحمت به ۳ درصد می رسید، این عدد تا انتهای دهه ۱۳۸۰ به حدود ۱۱ درصد رسیده، در انتهای دهه ۱۳۹۰ این عدد ۲۶ درصد بوده و در سال‌های اخیر این عدد حدود ۲۶ تا ۲۸ درصد است.

این اعداد نشان می‌دهند در همین دوره تحریم‌های ظالمانه آمریکا، چینی‌ها از طریق شرکت‌های کوچک، بانک‌های کوچک و صدها واردات و صادرات از طریق کشورهای ثالث، توانسته‌اند در غیاب کشورهای اروپایی، به یکی از بزرگ‌ترین شرکای تجاری ایران تبدیل شوند. در این میان حتی کشورهای شرق آسیا که اغلب از تحریم‌های آمریکا تبعیت می‌کنند، به استناد رسانه‌های بین‌المللی آنها نیز از طریق کشورهای ثالث توانسته‌اند تجارت خود با ایران را حفظ کنند و گسترش دهند.

ضربه ترامپ به تجارت نفت کشورهای عربی

بسیاری از تحلیلگران اقتصاد انرژی معتقدند تبعات اقدامات مخرب رئیس‌جمهور آمریکا فقط منحصر به اقتصاد ایران نخواهد بود و مجموع فرایند دریانوردی در منطقه را تحت تأثیر خود قرار خواهد داد. به اعتقاد آنان، زمانی که تنگه هرمز به روی کشتی‌ها و نفتکش‌های طرف جنگ با ایران بسته است، محاصره دریایی ایران صرفاً به اختلال در تجارت دریایی این کشور محدود نخواهد بود و مجموع تجارت دریایی همه کشورهای داخل تنگه هرمز بی‌ثبات خواهد ماند.

این وضعیت در داده‌های عبور و مرور کشتی‌ها و نفتکش‌ها از تنگه هرمز نیز صدق می‌کند. بررسی داده‌های دریانوردی نشان می‌دهد تعداد کشتی‌های عبوری (همه کشتی‌ها) که تا قبل از جنگ ایران بین ۱۳۵ تا ۱۵۰ فروند بوده، در روز ۱۲ آوریل دقیقاً یک روز قبل از اعلام محاصره دریایی ایران ۲۱ فروند بوده که این تعداد روز ۱۳ آوریل به ۱۱ فروند و در ۱۴ آوریل (روز گذشته) به ۶ فروند کاهش یافته است.

این داده‌ها بسیار قابل تأمل است. درحالی‌که در قبل از جنگ ایران تعداد نفتکش‌های عبوری از تنگه‌هرمز روزانه به ۴۰ تا ۴۵ فروند می‌رسید، تا قبل از شروع آتش‌بس بین ۲ تا ۴ فروند بوده و این تعداد قبل از اعلام جنگ دریایی آمریکا علیه ایران حتی به ۹ فروند نیز رسیده؛ اما در دو روز گذشته این تعداد فقط ۲ فروند بوده است.

این داده‌ها به‌خوبی نشان می‌دهد اعلام محاصره دریایی ایران از سوی دونالد ترامپ فقط اقتصاد ایران را تحت تأثیر قرار نخواهد داد و تر و خشک با هم خواهد سوخت. این وضعیت برای کشورهای عربی که حدود ۵۰ روز نتوانسته‌اند تجارت نفت خود را کاملاً از سر بگیرند، بسیار دردآور خواهد بود و تداوم محاصره دریایی برای دولت آمریکا نیز بسیار پرهزینه می‌شود. دلیل آن، افزایش سطح عمومی قیمت‌ها در کشورهای غربی و آمریکا و به‌طور ویژه در شرق آسیا و حتی کمبود سوخت در بسیاری از نقاط جهان خواهد بود. البته وضعیت حادتر در این ماجرا، مربوط به تشدید بحران غذا با کاهش صادرات کودهای کشاورزی از خاورمیانه و تنگه هرمز خواهد بود.

بازندگان جنگ هرمز از آسیا تا اروپا

همین چند روز پیش بود که اتحادیه‌های هوانوردی و آژانس‌های مسافربری و گردشگری در اروپا به دولت‌های خود هشدار دادند سوخت جت اروپا کمتر از سه هفته به پایان می‌رسد. با توجه به فرایند ارسال و دریافت محموله‌های گازی، این هشدار زمانی قطعاً کوتاه‌تر هم خواهد بود؛ اما مورد فقط به سوخت جت خلاصه نمی‌شود.

بررسی داده‌های رسمی نشان می‌دهد اروپا یکی از خریداران بزرگ گاز از خاورمیانه نیز است، به‌طوری‌که طی سال ۲۰۲۵ از کل واردات گاز طبیعی مایع اتحادیه اروپا حدود ۵۱ درصد از آمریکا، ۱۷.۷ درصد از روسیه، ۱۰.۴ درصد از قطر، ۶.۱ درصد از نروژ و ۱۵ درصد مابقی نیز از کشورهای نیجریه، الجزایر و سایر کشورهاست.

اما در سمت دیگر، بزرگ‌ترین خریداران نفت منطقه نیز قابل تأمل هستند. بر اساس داده‌هایی که در سال ۲۰۲۵ منتشر شده از Attaqa و آژانس بین‌المللی انرژی (IEA)، در سال ۲۰۲۵ بزرگ‌ترین خریداران نفت کشورهای عربی خلیج فارس کشورهای آسیایی با سهم ۸۰ درصدی بوده‌اند. براساس این داده‌ها، سهم اروپا بین ۱۵ درصد و سایر کشورهای نیز ۵ درصد بوده است.

براساس این داده‌ها، مقصد صادرات نفت عربستان سعودی در سال ۲۰۲۵ به ترتیب چین با ۲۷ درصد، هند ۱۸ درصد، ژاپن ۱۳ درصد، کره‌جنوبی ۱۰ درصد، سایر کشورهای آسیایی ۲۰ درصد، اروپا ۷ درصد، آمریکا و سایر کشورها ۵ درصد بوده است. در واقع بیش از ۷۰ درصد صادرات عربستان به آسیا انجام شده است.

در عراق مقصد صادرات نفت در سال ۲۰۲۵؛ چین با ۳۲ درصد، هند ۲۴ درصد، کره جنوبی ۹ درصد، ژاپن ۸ درصد، اروپا ۱۵ درصد و سایر کشورها ۱۲ درصد بوده است.

مقصد صادرات نفت امارات در ۲۰۲۵ نیز شامل ژاپن با ۲۳ درصد، چین ۲۱ درصد، هند ۱۶ درصد، کره جنوبی ۱۴ درصد، سنگاپور ۸ درصد، اروپا ۹ درصد و سایر کشورها با ۹ درصد بوده است.

مقصد صادرات نفت کویت طی ۲۰۲۵ نیز شامل چین با ۳۰ درصد، کره جنوبی ۱۸ درصد، ژاپن ۱۶ درصد، هند ۱۵ درصد، جنوب شرق آسیا ۱۱ درصد، اروپا ۶ درصد، سایر کشورها نیز با ۴ درصد بوده است.

مقاصد نفت قطر نیز به ترتیب به چین با ۲۸ درصد، هند ۲۲ درصد، ژاپن ۱۵ درصد، کره جنوبی ۱۲ درصد، اروپا ۱۳ درصد و سایر کشورها با ۱۰ درصد بوده است.

در بحرین مقاصد صادرات طی سال ۲۰۲۵ به ترتیب به عربستان (بازصادرات و پالایش) با سهم ۳۵ درصد، چین ۱۸ درصد، هند ۱۵ درصد، جنوب شرق آسیا ۲۰ درصد، اروپا ۷ درصد و سایر کشورها با ۵ درصد بوده است.

این داده‌ها در کنار داده‌های مربوط به مقاصد واردات کودهای شیمیایی و دیگر اقلام حساس نشان می‌دهد طیف وسیعی از کشورها تحت تأثیر تجارت آزاد در تنگه هرمز هستند و در کنار کشورهای عربی و ایران به‌عنوان صادرکنندگان نفت و انرژی و فراورده‌های انرژی، طیف وسیعی از کشورها واردکنندگان این اقلام هستند که نمی‌توانند شاهد اختلال بلندمدت در تنگه هرمز به واسطه اقدامات خرابکارانه دولت آمریکا باشند.

تصور بالیوودی ترامپ از محاصره دریایی

اغلب رسانه‌های بین‌المللی به موضوع ایجاد اختلال از سوی آمریکا در تنگه هرمز واکنش نشان داده و موفقیت این اقدام را زیر سؤال بردند. به گفته تحلیلگران بین‌المللی، مراحل محاصره دریایی به این شکل است که آمریکایی‌ها باید ۱- در ابتدا به کشتی‌ها هشدار دهند، ۲- مقصد و محموله را بررسی کنند، ۳- کشتی‌های مشکوک را بازرسی کنند، ۴- مسیر کشتی‌هایی را که به سمت ایران می‌آیند، تغییر دهند و ۵- کشتی‌های مرتبط با ایران را توقیف کنند. به اعتقاد تحلیلگران گفتن این مراحل و شمردن آن‌ها شاید برای دونالد ترامپ وسوسه‌انگیز باشد، اما انجام آن به این راحتی نخواهد بود.

رسانه تایمز هند درخصوص میزان موفقیت محاصره دریایی ادعایی دونالد ترامپ می‌نویسد اعمال چنین محاصره‌ای به‌هیچ‌وجه ساده نیست. ناوگان ایالات متحده همچنان در یک صحنه عملیاتی وسیع پراکنده است و جابه‌جایی دارایی‌ها در محدوده باریک تنگه، چالش‌های لجستیکی را به همراه دارد. کشتی‌های جنگی ممکن است نیاز به عبور از کانال سوئز یا دریانوردی در اطراف آفریقا داشته باشند که استقرار سریع را پیچیده می‌کند. چالش اصلی، مقیاس عظیم کشتیرانی تجاری از طریق تنگه هرمز است، گلوگاهی که تقریباً ۲۰ درصد از تجارت جهانی نفت در زمان صلح از آن عبور می‌کند.

این رسانه به نقل از یک تحلیلگر دفاعی می‌نویسد اجرای هرگونه محاصره دریایی مستلزم حضور قابل‌توجه نیروی دریایی است. این امر تا حد زیادی به مرحله آغازین بستگی دارد، اینکه چه تعداد کشتی رهگیری می‌شوند و آیا دیگران از تلاش برای شکستن محاصره منصرف می‌شوند یا خیر.

کارشناسان حقوقی همچنین به محدودیت‌های قابل‌توجهی اشاره می‌کنند. تاد هانتلی از دانشگاه جورج‌تاون در مصاحبه با خبرگزاری آسوشیتدپرس استدلال کرد که هرگونه محاصره باید بی‌طرفانه باشد، به‌درستی به دریانوردان اعلام شود و نمی‌تواند به طور قانونی با هدف گرسنگی‌دادن به غیرنظامیان باشد. همچنین ممکن است طبق قوانین بین‌المللی، اجازه ورود محموله‌های بشردوستانه الزامی باشد.

اگرچه کشتی‌های تجاری احتمالاً در مواجهه با کشتی‌های جنگی ایالات متحده از این دستور پیروی می‌کنند، اما کارشناسان می‌گویند محاصره به‌ندرت به‌خودی‌خود تعیین‌کننده است. این محاصره می‌تواند تجارت را مختل کرده و هزینه‌ها را افزایش دهد، اما نمی‌تواند ایران را به طور کامل از نظر اقتصادی منزوی کند، به‌خصوص باتوجه‌به ارتباط آن با چین، روسیه و مسیرهای منطقه‌ای. همچنین خطر تشدید تنش، از جمله استفاده ایران از مین، قایق‌های تندرو و موشک، وجود دارد که می‌تواند کشتیرانی جهانی را بیش‌ازپیش بی‌ثبات کند.

تایمز هند می‌نویسد ایران پیش‌ازاین ظرفیت خود را برای ایجاد اختلال در کشتیرانی با استفاده از مین، پهپاد و حملات موشکی نشان داده و هشدار داده است که در صورت تشدید بیشتر تنش‌ها، هیچ بندری در منطقه امن نخواهد بود. تأثیر این امر در حال حاضر در بازارهای جهانی قابل‌مشاهده است. قیمت نفت در بحبوحه این عدم قطعیت افزایش یافته و حجم حمل‌ونقل از طریق تنگه به‌شدت کاهش یافته است.

پیش از درگیری، تقریباً ۱۵۰ کشتی روزانه از این تنگه عبور می‌کردند؛ اکنون، ترافیک به کسری از این مقدار کاهش یافته است، زیرا بسیاری از اپراتورها تمایلی به ریسک حمل‌ونقل ندارند. با وجود تضمین‌های واشنگتن مبنی بر حفظ آزادی دریانوردی برای تجارت غیرایرانی، شرکت‌های کشتیرانی تمایلی به عبور پرریسک از تنگه هرمز را ندارند.

واکنش چین

در کنار کشورهای اروپایی که از اقدامات مخرب دولت آمریکا انتقاد کردند، روز سه‌شنبه گوئو جیاکون، سخنگوی وزارت امور خارجه چین نیز با انتقاد از اقدامات رئیس‌جمهور آمریکا اعلام کرد اقدامات آمریکا برای بستن تنگه هرمز تنها تنش‌ها را تشدید کرده و آتش‌بس شکننده را تضعیف می‌کند.

گوئو جیاکون گفت: در زمانی که طرف‌های مربوطه به توافق آتش‌بس موقت دست یافته‌اند، اقدام آمریکا برای افزایش استقرار نظامی و انجام عملیات محاصره هدفمند، تضادها و تنش‌ها را تشدید می‌کند.

او افزود: چنین اقداماتی آتش‌بس شکننده فعلی را تضعیف می‌کند و ایمنی دریانوردی در تنگه هرمز را بیشتر به خطر می‌اندازد و آن‌ را خطرناک و غیرمسئولانه خواند.

گوئو گفت: چین معتقد است که تنها یک آتش‌بس جامع می‌تواند اساساً شرایطی را برای کاهش تنش‌ها در تنگه ایجاد کند. چین از همه طرف‌ها خواست تا به توافق آتش‌بس پایبند باشند، بر گفت‌وگو و مذاکره تمرکز کنند، اقدامات مشخصی را برای کاهش تنش در اوضاع انجام دهند و در اسرع وقت عبورومرور عادی از تنگه را از سر بگیرند.


منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا