۱۶.۷ میلیون بشکه نیاز روزانه آسیا روی آب؛ چقدر از انرژی آمریکا و اروپا به تنگه هرمز وابسته است؟

اقتصادآنلاین – رجا ابوطالبی: اختلال در تنگهی هرمز، عرضهی جهانی بسیاری از کالاها به ویژه انرژی را مختل کرده است. برای نشان دادن بزرگی اختلال در عرضهی نفت باید گفت که این گلوگاه، روزانه خواستگاه ترانزیت ۱۹.۹ میلیون بشکه بوده است.
اما سوال اصلی اینجاست که مقاصد اصلی این کشتیهای نفتی، کدام نقاط جهان بودند؟ چرا که واضحا کسری نفتی، اختلالاتی در زنجیرهی تولید آن کشورها به وجود میآورد؟
کشورهای آسیایی در صدر جدول
دادههای منتشره بانک جهانی، پاسخی روشن به این پرسش میدهد. بر اساس این آمار، بخش عمده نفت و فرآوردههای نفتی عبوری از تنگه هرمز «راهی کشورهای آسیایی» میشود؛ موضوعی که وابستگی بالای اقتصادهای این منطقه به امنیت این گذرگاه را نشان میدهد.
همانطور که دادهها نشان میدهد، کشورهای آسیایی به جز چین و هند، روزانه مقصد حدود ۸.۳ میلیون بشکه «نفت و فرآوردههای نفتی عبوری» از تنگه هرمز بودهاند. این رقم بهتنهایی نشان میدهد که ۴۱.۷ درصد نفت خاورمیانه و بخش عمدهای از انرژی مورد نیاز صنایع و اقتصاد آسیا، از طریق این مسیر تامین میشود.
از سوی دیگر، چین به تنهایی سهمی معادل ۵.۴ میلیون بشکه در روز را به خود اختصاص داده است؛ رقمی قابل توجه که نشان میدهد هرگونه اختلال در تنگه هرمز، میتواند بهطور مستقیم جریان انرژی دومین اقتصاد بزرگ جهان را تحت تاثیر قرار دهد.
از این رو، مشخص شد که بیشترین آسیب از انسداد تنگهی هرمز را کدام کشورها میبینند. اما وابستگی آمریکا به تنگه هرمز فقط ۰.۷ میلیون بشکه نفت و فرآوردههای نفتی است که کمترین گزند را از این اختلال میبیند.
بازهم نام آسیاییها به چشم میخورد؛ ایران با تمام قدرت نفت را صادر میکند
اما ماجرا تنها به اختلال در زنجیره تولید و تأمین انرژی محدود نمیشود. در کنار اثراتی که کاهش عرضه نفت بر اقتصاد کشورهای مصرفکننده میگذارد، باید بررسی کرد که کدام کشورها از محل افت صادرات نفتی، با کاهش درآمدهای ارزی مواجه شدهاند. چرا که تداوم اختلال در تنگه هرمز، نهتنها واردکنندگان انرژی، بلکه صادرکنندگان نفت را نیز تحت فشار قرار داده است.

در این میان، عربستان سعودی بهعنوان یکی از بزرگترین متحدان آمریکا و یکی از اصلیترین صادرکنندگان نفت جهان، با افت قابل توجه درآمدهای نفتی مواجه شده است. دادهها نشان میدهد مسدود شدن تنگه هرمز باعث شده عربستان امکان صادرات روزانه حدود ۳.۶۸ میلیون بشکه نفت و فرآوردههای نفتی خود را از دست بدهد؛ این بدان معنا است که حدود ۱۶ میلیارد دلار از درآمدهای نفتی عربستان مخدوش شده است.
نکتهی جالب اما آنجاست که بر اساس دادههای تانکر ترکرز، ایران کمترین اختلال در عرضه را داشته است. به زبان آمار، صادرات ایران از ۲.۲ میلیون بشکه در روز، به ۱.۹۴ میلیون بشکه رسیده است.
اقتصادهای در حال توسعه به سمت ورشستگی میروند
مشخص شد کشورهای آسیایی که عمدتا کشورهای درحال توسعه را تشکیل میدهند، بزرگترین آسیب را از جنگ ایران و آمریکا دیدند؛ یا زنجیرهی تولید آنها مخدوش شده و یا درآمدشان به شدت کاهش یافته است.
کشورهای آسیایی، به جز چین و هند، که میانگین رشد تولید ناخالص داخلی آنها برای پایان سال ۲۰۲۵ بر عدد ۳.۳ درصد ایستاد، سال سختی را در پیش خواهند داشت. بانک جهانی که طبق سنت هر سالهی خود، در اولین ماه میلادی هر سال به پیشبینی رشد اقتصادی تمام کشورها میپردازد، رشد اقتصادی ۳.۳ درصدی را برای کشورهای مذکور در پایان سال ۲۰۲۶ متصور بود.

اما جنگ ایران و آمریکا تمام معاملات را بهم ریخت و شیب رشد اقتصادی کشورها را معکوس کرد. همانطور که مشخص است، بانک جهانی در جدیدترین پیشبینی خود، رشد اقتصادی کشورهای درحال توسعه را برای پایان سال ۲۰۲۶، ۲.۶ درصد اعلام کرد.
بر همین اساس، میتوان گفت که تداوم جنگ و بحران در خاورمیانه، حدود ۰.۷ واحد درصد از رشد اقتصادی کشورهای درحال توسعه را از بین برده است. این کاهش، در شرایطی رخ میدهد که بسیاری از اقتصادهای نوظهور پیش از این نیز با بحران بدهی، تورم بالاتر از میانگین و کاهش سرمایهگذاری خارجی دستوپنجه نرم میکردند و اکنون شوک ناشی از جنگ، فشار مضاعفی را بر آنها تحمیل کرده است.
راهکارهای جایگزینی که کافی نیستند
از آنجایی که انرژی و مشخصا نفت، در زنجیرهی تولید بسیاری از محصولات دخیل است، کمبود روزانهی ۱۹.۹ میلیون بشکهی آن نمیتوانست دوام داشته باشد. به همین خاطر، مسیرهای مختلفی برای پر کردن این شکاف ایجاد شده که بازهم کافی به نظر نمیرسد.

همانطور که مشخص است، ۶ مسیر جایگزین به محض محدودیت تنگهی هرمز برای جبران کمبود عرضهی نفت تشکیل شد. اما تجمیع تمام آنها نیز نتوانست جای خالی تنگهی هرمز را پر کند و شکاف ۴.۶ میلیون در بشکه کماکان پابرجاست.
ذکر این نکته ضروری است که به اعتقاد برخی صاحبنظران، راههای جایگزین نمیتوانند پایدار باشند و با گذشت زمان، اثرات بسته شدن تنگهی هرمز بیش از پیش حس خواهد شد.
بحران تنگه هرمز حالا نشان داده است که جنگ در خاورمیانه، بیش از هر نقطه دیگری، اقتصاد آسیا را هدف قرار داده است. آن کشورها، بیش از سایرین، اکنون با اختلال در تامین انرژی، کاهش رشد اقتصادی و افزایش هزینه تولید مواجه شدهاند؛ در حالی که آمریکا، با وجود نقش کلیدی در بحران، وابستگی بسیار کمتری به نفت عبوری از این مسیر دارد.
همین مسئله باعث شده بسیاری از تحلیلگران معتقد باشند ادامه تنشها، شکاف تازهای میان منافع اقتصادی آمریکا و شرکای آسیاییاش ایجاد خواهد کرد؛ شکافی که میتواند در آینده، معادلات سیاسی و اقتصادی جهان را نیز تحت تاثیر قرار دهد.
منبع





