آینده طلا و دلار با سکاندار جدید فدرال رزرو؛ چرا حضور کوین وارش معادلات بازار را تغییر نمیدهد؟

اقتصادآنلاین، آرمان هنرکار؛ در ماههای اخیر، گمانهزنیها درباره آینده سیاستهای پولی آمریکا و احتمال تغییر در ریاست فدرال رزرو، توجه فعالان بازارهای مالی و سرمایهگذاران بازار طلا را به خود جلب کرده بود.
تا اینکه سرانجام پس از گمانهزنیهای بسیار، کوین وارش چهره نزدیک به دونالد ترامپ 22 مه مقابل رئیس جمهوری ایالات متحده سوگند یاد کرد و صندلی ریاست فدرال رزرو را از جروم پاول تحویل گرفت. جروم پاول نیز از فوریه ۲۰۱۸ تا مه ۲۰۲۶ به عنوان رئیس فدرال رزرو خدمت کرد.
برخی تحلیلگران بر این باور بودند تغییر رئیس فدرال رزرو میتواند مسیر نرخ بهره و بازارهای جهانی را دستخوش تحول کند. در مقابل، گروهی از کارشناسان این حوزه اعتقاد داشتند ساختار تصمیمگیری در ایالات متحده بر پایه سیاستهای بلندمدت و هماهنگی نهادها شکل گرفته است. بنابراین تغییر افراد، تأثیر بنیادینی بر راهبردهای کلان این کشور ندارد.
به همین منظور، اقتصادآنلاین در گفتوگو با سید محسن تهامی، کارشناس بازار طلا به بررسی آینده سیاستهای فدرال رزرو، نقش تنشهای جهانی و تأثیر آن بر بازارهای مالی پرداخته است که در ادامه از نظر میگذرانید.
*پیش از روی کارآمدن کوین وارش، برخی معتقد بودند با احتمال کنار رفتن جروم پاول و حضور کوین وارش، سیاستهای فدرال رزرو دستخوش تغییر خواهد شد و در همین راستا آینده طلا نیز متحول میشود. تحلیل شما چیست؟
در تحلیل سیاستهای فدرال رزرو باید توجه داشت که در ساختار سیاسی و اقتصادی آمریکا، نهادها بهصورت هماهنگ عمل میکنند و تصمیمگیریها صرفاً وابسته به یک فرد نیست. به اعتقاد من، سیاستگذاری در آمریکا مبتنی بر راهبردهای بلندمدت است و مدیران و گروههای تصمیمگیر در چارچوب همان سیاستهای کلان حرکت میکنند.
بنابراین، حتی با روی کارآمدن کوین وارش نیز تغییر معناداری در سیاستهای کلی فدرال رزرو ایجاد نخواهد شد. ممکن است در سطح رسانهای فضاسازیهایی صورت گیرد، اما در نهایت تصمیمها در چارچوب همان راهبردهای کلان اتخاذ میشود.
دعوای ترامپ و پاول نمایشی بود
*پس اختلافات ترامپ و جروم پاول بر سر نرخ بهره را واقعی نمیدانید؟
به نظر من، اختلافات رسانهای میان ترامپ و پاول بر سر نرخ بهره بیش از آنکه واقعی باشد، جنبه نمایشی و زرگری داشت. در تحلیل رفتار ترامپ نباید صرفاً به اظهارات او توجه کرد، بلکه باید عملکرد و اقدامات عملی او را مبنای تحلیل قرار داد.
آمریکا چگونه از فروپاشی اقتصادی جلوگیری میکند؟
*آقای تهامی؛ به نظر شما سیاست اصلی آمریکا و فدرال رزرو در شرایط کنونی چیست؟
آمریکا حدود ۶۰۰ میلیارد دلار کسری تراز تجاری دارد؛ به این معنا که میزان واردات این کشور بیش از صادرات آن است. از سوی دیگر، سیاست انقباضی و نرخ بهره بالا باعث شده سرمایههای زیادی از سراسر جهان به سمت آمریکا جذب شود.
اما ادامه این روند هزینه سنگینی برای اقتصاد آمریکا خواهد داشت و در بلندمدت میتواند اقتصاد این کشور را با چالش جدی مواجه کند. همچنین بهرهای که آمریکا باید پرداخت کند حدود کل تولید ناخالص داخلی این کشور است.
به همین دلیل، آمریکا تلاش میکند این ریسک و کسری را مدیریت کند تا هم از فشار بر اقتصاد خود بکاهد و هم جایگاه دلار بهعنوان ارز مسلط جهان حفظ شود و نگذارد دچار فروگاشی مالی اقتصادی شود.
3 راهبرد آمریکا برای جذب سرمایه جهانی
*آمریکا برای کنترل این وضعیت چه راهبردی دنبال میکند؟
به اعتقاد من، آمریکا سه راهبرد اصلی دنبال میکند. نخست، افزایش سطح ناامنی در خاورمیانه است تا سرمایههای حاصل از فروش انرژی در کشورهای عربی به سمت اقتصاد آمریکا هدایت شود.
راهبرد دوم، تحت فشار قرار دادن اقتصاد چین است. افزایش تنشهای جهانی و ایجاد رکود تورمی باعث کاهش تقاضای جهانی شده و اقتصاد چین را با مشکل مواجه کرده است. در نتیجه، بخشی از سرمایههای چین از این کشور خارج شده و به سمت خرید اوراق خزانه آمریکا حرکت کرده است.
راهبرد سوم نیز درگیر شدن روسیه در جنگ با اروپاست؛ زیرا افزایش تنشهای ژئوپلیتیک موجب میشود سرمایهها به سمت اقتصادی حرکت کنند که امنتر و باثباتتر تلقی میشود و در حال حاضر آمریکا چنین جایگاهی دارد.
اروپا نیز در معرض بحران قرار دارد
*با این حساب، اروپا را کجای این معادلات میدانید؟
اگر جنگ ادامه پیدا کند، برخی اقتصادهای اروپایی با مشکلات جدی روبهرو خواهند شد. کشورهایی مانند ایتالیا، یونان، اسپانیا و پرتغال بدهیهای سنگینی دارند و توان بازپرداخت بخشی از این بدهیها محل تردید است و یک فروپاشی در اروپا رخ خواهد داد.
بهعنوان مثال، ایتالیا حدود ۲۵۰۰ میلیارد دلار بدهی دارد که 500 میلیارد دلار از آن به بانکها و نهادهای مالی فرانسه مرتبط است و یا انگستان نیز به کشورهایی مانند یونان وامهای سنگینی اعطا کرده است. در صورت تداوم این شرایط، احتمال سرایت بحران به سایر اقتصادهای اروپایی وجود دارد و در چنین فضایی سرمایهها بار دیگر به سمت آمریکا حرکت خواهند کرد.
*به نظر شما تاثیرگذارترین اتفاق روی طلا در کدام نقطه از جهان رخ خواهد داد؟
از نظر من در خاورمیانه، آمریکا به دنبال از بین بردن روحیه اجتماعی مردم این منطقه و ضعیف شدن اقتصادشان است. علاوه بر این، از منظر سیاسی تلاش میکند بین کشورها تفرقه بیاندازد. راهبرد اصلی این است که ابتدا به چین و سایر کشورها آسیب برساند. چراکه سرمایه متعلق به چین به مراتب بسیار بیشتر از اعراب است.
هدف اصلی آمریکا مهار چین است
*نقش چین را در این معادلات چگونه ارزیابی میکنید؟
راهبرد اصلی آمریکا در شرایط فعلی، مهار چین است؛ زیرا حجم سرمایه و قدرت اقتصادی چین بسیار فراتر از کشورهای عربی است. از سوی دیگر، اروپا نیز در این زمینه تا حد زیادی با آمریکا همسو است.
چراکه تبدیل شدن چین به قدرت اقتصادی مسلط جهان میتواند قدرت رقابت را از بسیاری از اقتصادها بگیرد، تورم منفی ایجاد کند و نرخ بیکاری را افزایش دهد.
به همین دلیل، آمریکا و اروپا تلاش میکنند رشد و نفوذ اقتصادی چین را کنترل کنند و در عین حال، آمریکا نیز به دنبال حفظ سلطه دلار و جلوگیری از تضعیف اقتصاد و فروپاشی خود است.
*واکنش چین به این سیاستها را چگونه ارزیابی میکنید؟
ببینید در گذشته، چین تلاش میکرد وارد تقابل مستقیم با آمریکا نشود. حتی در ماجرای توقیف نفتکشهای مرتبط با چین یا خرید نفت ایران نیز واکنش تندی نشان نداد و حتی در زمان خرید نفت از ایران نیز از ایالت متحده اجازه میگرفت.
اما اینبار، بسته شدن تنگه هرمز باعث شد که چین احساس کند امنیت انرژیاش در معرض تهدید قرار گرفته است. به همین دلیل، بهصورت مستقیم مخالفت خود را با محدودسازی این مسیرها اعلام کرد و بر ادامه خرید نفت تأکید داشت. به اعتقاد من، این نخستینبار بود که چین به شکل آشکار در برابر سیاست آمریکا ایستاد. ترامپ نیز در پاسخ به چین رفت تا آنها را تهدید کند که اگر این موضعگیریها ادامه پیدا کند، من نیز شرکتهای بزرگ ایالت متحده را از این کشور خارج میکنم اما چین این مورد را قبول نکرد چراکه میدانست با از دست دادن منابع نفتی موجود در تنگه هرمز توان رقابتی خود را از دست میدهد.
فدرال رزرو فعلاً نرخ بهره را تغییر نمیدهد
آینده نرخ بهره و بازارها را در کل چگونه میبینید؟
سید محسن تهامی: تصور نمیکنم با حضور کوین وارش، تغییر اساسی در سیاستهای فدرال رزرو رخ دهد. با توجه به سطح بالای تنشهای جهانی، پیشبینی من و بسیاری از تحلیلگران این است که فدرال رزرو در نشست آینده خود در ۲۷ خرداد ماه تغییری در نرخ بهره ایجاد نکند؛ یعنی نه افزایش و نه کاهش نرخ بهره در دستور کار قرار نگیرد.
با این حال، اگر سطح تنشها کاهش یابد، ممکن است دوباره شاهد افزایش تنشها در منطقه باشیم تا قیمت نفت و هزینه حملونقل دریایی در سطح بالایی باقی بماند. این وضعیت میتواند اقتصاد کشورهای شرق آسیا را تحت فشار قرار دهد و روند ورود سرمایه به آمریکا را تسریع کند
منبع





