اروپا در تله گازی واشنگتن گرفتار شد / حقیقت تلخ پشت پرده بازگشایی تنگه هرمز

به گزارش اقتصاد آنلاین به نقل از تسنیم، اندیشکده «چتم هاوس» روز پنجشنبه در یک گزارش تحلیلی نوشت: بازگشایی احتمالی تنگه هرمز شاید از شدت شوک اولیه بازار انرژی بکاهد، اما به اعتقاد کارشناسان، وابستگی فزاینده اروپا به الانجی آمریکا و آسیبهای واردشده به ظرفیت صادراتی قطر، امنیت انرژی این قاره را همچنان با چالشهای جدی روبهرو خواهد کرد.
در ادامه این گزارش آمده است:
از زمان حمله آمریکا و اسرائیل به ایران و بسته شدن تنگه هرمز، دولتهای اروپایی که بخش عمده نفت و گاز مورد نیاز خود را از طریق واردات تأمین میکنند، با نگرانی شاهد افزایش قیمت انرژی و کاهش ذخایر گاز بودهاند.
توافق اخیر میان آمریکا و ایران که امکان ازسرگیری تردد کشتیها از تنگه هرمز را فراهم میکند، اگرچه تا حدی از نگرانی بازارها کاسته است، اما به باور تحلیلگران، برای رفع آسیبهای واردشده به امنیت انرژی اروپا کافی نخواهد بود.
حتی در صورت دستیابی به توافقی پایدار، ازسرگیری کامل جریان حملونقل دریایی به زمان نیاز دارد. برنامهریزی دوباره مسیرهای کشتیرانی، اختلال در زنجیرههای تأمین و تردید شرکتهای بیمه و کشتیرانی نسبت به امنیت بلندمدت عبور از تنگه هرمز، باعث میشود بازگشت شرایط به وضعیت عادی ماهها طول بکشد.
مهمتر از همه، این جنگ ساختار بازار جهانی الانجی را به زیان اروپا تغییر داده است. در سالهای اخیر و پس از کاهش شدید صادرات گاز روسیه به اروپا در پی آغاز جنگ اوکراین، کشورهای اروپایی وابستگی خود به الانجی آمریکا را بهطور مستمر افزایش دادهاند؛ بهگونهای که سهم آمریکا از واردات الانجی اروپا از ۲۸ درصد در سال ۲۰۲۱ به ۵۸ درصد در سال ۲۰۲۵ رسید و در سهماهه نخست سال ۲۰۲۶ نیز به ۶۳ درصد افزایش یافت.
پیش از جنگ، انتظار میرفت قطر با اجرای طرحهای توسعهای خود به یکی از مهمترین تأمینکنندگان الانجی اروپا تبدیل شود و تنوع منابع تأمین انرژی این قاره را افزایش دهد. اما حملات موشکی ایران در جریان جنگ، حدود یکششم ظرفیت صادرات الانجی قطر را از مدار خارج کرد؛ موضوعی که چشمانداز افزایش صادرات این کشور را با ابهام جدی روبهرو کرده است.
هرچند در صورت اجرای این توافق، قطر میتواند طی ماههای آینده بخشی از صادرات خود را از سر بگیرد، اما بازسازی ظرفیتهای آسیبدیده ممکن است چندین سال زمان ببرد و اجرای طرحهای توسعه صادرات نیز به تعویق بیفتد.
افزون بر این، صادرات الانجی از منطقه خلیج فارس احتمالاً همواره با هزینه ریسکهای ژئوپلیتیکی همراه خواهد بود چرا که احتمال بسته شدن دوباره تنگه هرمز یا وقوع درگیریهای جدید در محاسبات بازار لحاظ میشود.
در چنین شرایطی، وابستگی اروپا به الانجی آمریکا احتمالاً بیش از گذشته افزایش خواهد یافت؛ بهویژه آنکه اتحادیه اروپا تصمیم گرفته است واردات گاز روسیه را تا پایان سال ۲۰۲۷ بهطور کامل متوقف کند.
بر این اساس، این احتمال وجود دارد که آمریکا در سال ۲۰۲۶ با پشت سر گذاشتن نروژ، به بزرگترین تأمینکننده گاز اروپا تبدیل شود؛ جایگاهی که پیش از سال ۲۰۲۲ در اختیار روسیه بود.
این وابستگی، قدرت چانهزنی اروپا را نیز کاهش میدهد. نویسنده این گزارش معتقد است آمریکا آشکارا نشان داده که از صادرات انرژی بهعنوان ابزاری برای پیشبرد اهداف ژئوپلیتیکی خود استفاده میکند و همین موضوع میتواند اروپا را در برابر فشارهای واشنگتن آسیبپذیرتر کند. نمونه آن، احتمال تعدیل مقررات اتحادیه اروپا درباره کاهش انتشار گاز متان در تولید الانجی تحت فشار آمریکاست.
اگرچه خوشبینی بازارها نسبت به توافق اولیه آمریکا و ایران باعث کاهش قیمت نفت و گاز شده است، اما انتظار نمیرود قیمت گاز در اروپا به سطح پیش از جنگ بازگردد.
این موضوع بر فشار ناشی از بحران گاز سال ۲۰۲۲، که پس از آغاز جنگ اوکراین شکل گرفت، خواهد افزود.
همزمان، سطح ذخایر گاز اروپا نیز همچنان پایینتر از حد معمول است. میزان ذخیرهسازی گاز اکنون حدود ۴۵ درصد برآورد میشود، در حالی که میانگین فصلی آن ۵۵ درصد است. نیاز به پر کردن مخازن پیش از آغاز زمستان نیز تقاضا برای گاز را در تابستان و پاییز افزایش خواهد داد.
بر اساس این گزارش، اروپا در کوتاهمدت راهحل سریعی برای این مشکل ندارد. این قاره بسیار بیشتر از میزان تولید خود گاز مصرف میکند و بر اساس آخرین آمار، ۱۱.۷ درصد گاز جهان را مصرف میکند، اما تنها ۴.۸ درصد آن را تولید و فقط ۱.۷ درصد ذخایر اثباتشده جهان را در اختیار دارد. از این رو، حتی افزایش تولید داخلی نیز نمیتواند اروپا را از نوسانهای شدید و قیمتهای بالای بازار جهانی گاز مصون نگه دارد.
منبع




