چرخش معنادار ریاض/ عربستان میزبان نشست آشتی با تهران؟

به گزارش اقتصادآنلاین به نقل از جماران، نشنال اینترست در تحلیلی از چرخش منطقهای عربستان مینویسد که ریاض، با وجود حملات منتسب به ایران به خاک عربستان، بحرین و کشتیهای عبوری از هرمز، همزمان مسیر آشتی با تهران را دنبال میکند؛ رویکردی که از یکسو با ادبیات ثباتسازی و حکمت دیپلماتیک توجیه میشود، اما از سوی دیگر شکاف تازهای در شورای همکاری خلیج فارس، تضعیف منطق بازدارندگی و تناقض راهبردی عربستان در مقایسه رفتار با ایران و اسرائیل را برجسته کرده است.
تحلیل نشنال اینترست به بررسی یکی از تناقضهای مهم در سیاست منطقهای عربستان سعودی پس از جنگ اخیر میپردازد: «حرکت ریاض به سمت آشتی با تهران، همزمان با افزایش نگرانیهای امنیتی در خلیج فارس». این گزارش میگوید که در شرایطی که ایران در جریان جنگ اخیر به بحرین و کشتیهای عبوری از تنگه هرمز حمله کرده و فشار موشکی و پهپادی بر برخی کشورهای منطقه وارد شده، عربستان سعودی همزمان در حال آمادهسازی برای برگزاری نشست آشتی با تهران است؛ اقدامی که از نگاه نویسنده، نشانه شکافی تازه در نظم امنیتی خلیج فارس است.
به روایت این تحلیل، مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، در دیدار با همتایان شورای همکاری خلیج فارس در منامه بر مجموعهای از خطوط قرمز مشترک تأکید کرده است؛ از مقابله با تهدیدات موشکی، پهپادی و متحدین منطقهای ایران گرفته تا مشروطسازی تجارت و سرمایهگذاری با تهران به تغییر رفتار، جلوگیری از پیشبرد برنامه هستهای و تضمین آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز بدون دریافت هزینه یا اعمال کنترل ایران. با وجود این چارچوب، عربستان در کنار قطر مسیر مستقلتری در پیش گرفته و به سمت گفتوگو با ایران حرکت کرده است.
نشنال اینترست این وضعیت را در سه محور کالبدشکافی میکند:
یک: شکاف خلیج فارس و مسیر مستقل ریاض
بر اساس این تحلیل، جنگ اخیر نشان داد شورای همکاری خلیج فارس در برابر ایران به اجماع واحد و منسجمی نرسیده است. در حالی که امارات متحده عربی، با وجود تجربه سنگینترین حملات، رویکردی محتاطانهتر در پیش گرفته، عربستان سعودی و قطر به سمت مسیر آشتی و گفتوگو با تهران حرکت کردهاند. این وضعیت از نگاه نویسنده نشان میدهد ریاض به جای رهبری یک موضع جمعی در شورای همکاری، سیاستی مستقل و متمایز را دنبال میکند. همزمان، ایران در جریان جنگ با حملات موشکی و پهپادی به عربستان و دیگر کشورهای منطقه فشار وارد کرده، اما ریاض بدون قطع روابط دیپلماتیک، به اقداماتی محدود مانند اخراج وابسته نظامی ایران و برخی پاسخهای پنهان بسنده کرده است. استدلال اصلی عربستان برای پرهیز از تشدید تنش، آسیبپذیری زیرساختهای حیاتی، از جمله تأسیسات آبشیرینکن، عنوان شده است؛ اما منتقدان این رویکرد معتقدند چنین سیاستی میتواند به کاهش بازدارندگی منجر شود.
دو: منطق آشتی و روایت «حکمت دیپلماتیک»
در فضای داخلی عربستان، حرکت به سمت آشتی با تهران با ادبیات «صلح»، «ثبات منطقهای» و «حکمت دیپلماتیک» توجیه میشود. در همین چارچوب، یادداشتی تحلیلی در روزنامه الریاض نیز بر نقش عربستان در حفظ ثبات منطقه، امنیت مسیرهای دریایی و پایداری بازار انرژی تأکید کرده است. این روایت تلاش میکند سیاست ریاض را نه عقبنشینی، بلکه نوعی مدیریت مسئولانه بحران و توازنسازی برای جلوگیری از فرسایش امنیت منطقهای معرفی کند. با این حال، نشنال اینترست مینویسد منتقدان این رویکرد آن را نوعی مماشات با بازیگری میدانند که پیشتر حملاتی مستقیم علیه عربستان انجام داده، بدون آنکه با بازدارندگی مؤثر یا تغییر بنیادین در روابط مواجه شود. از نگاه آنان، سیاست فعلی به جای افزایش هزینه حمله، ابتدا واقعیت حمله را میپذیرد و سپس به مسیر آشتی بازمیگردد؛ الگویی که میتواند اعتبار تهدیدات عربستان را تضعیف کند.
سه: تناقض راهبردی در رفتار با ایران و اسرائیل
بخش انتقادی تحلیل بر مقایسه رفتار عربستان در قبال ایران و اسرائیل متمرکز است. نویسنده استدلال میکند در حالی که ایران بارها به خاک عربستان حمله کرده، اسرائیل در هشت دهه گذشته چنین اقدامی علیه این کشور انجام نداده است؛ با این حال، سطح آمادگی ریاض برای تعامل و آشتی با تهران، بالاتر از تمایل آن برای گسترش روابط راهبردی با اسرائیل ارزیابی میشود. به ادعای این تحلیل، اگر منطق واقعگرایی راهنمای سیاست خارجی عربستان باشد، نزدیکی بیشتر با اسرائیل میتواند مزایای اقتصادی، امنیتی و فناورانه قابلتوجهی برای ریاض ایجاد کند و موقعیت آن را در برابر فشارهای آینده ایران تقویت کند. در مقابل، ادامه مسیر آشتی با تهران بدون ایجاد بازدارندگی متناسب، اقدامی پرهزینه در بلندمدت توصیف میشود که ممکن است پیام ضعف در برابر حملات احتمالی آینده ارسال کند.
جمعبندی نشنال اینترست این است که سیاست فعلی عربستان در برابر ایران، بیش از آنکه نشانه شکلگیری نظم امنیتی تازه در خلیج فارس باشد، بازتاب شکاف میان منطق بازدارندگی و ملاحظات ثباتطلبانه ریاض است. این تحلیل پرسش اصلی را چنین صورتبندی میکند: چرا عربستان در برابر کشوری که به آن حمله کرده، مسیر آشتی را برگزیده، اما در برابر گزینهای که تهدید مستقیم نظامی علیه آن ایجاد نکرده، همچنان با احتیاط راهبردی حرکت میکند؟
منبع





