اخبار

بهارستان پس از جنگ؛ چرا تعطیلی ۳ ماهه مجلس به چشم کسی نیامد؟

اقتصادآنلاین، امیرمحمد حسینی: تعطیلی سه ماهه مجلس روز دوشنبه 4 خرداد با برگزاری انتخابات هیات رییسه پایان یافت؛ هرچند بازگشت نمایندگان هم با سازوکاری متفاوت و فقط برای رای‌گیری در انتخابات و به شکل گروهی انجام شد. در نتیجه این انتخابات نیز محمدباقر قالیباف برای هفتمین سال پیاپی بر کرسی ریاست مجلس تکیه زد.

از ۹ اسفند و هم‌زمان با اوج‌گیری تهدید‌های امنیتی و نگرانی از حملات احتمالی، جلسات علنی مجلس با مصوبه شورای عالی امنیت ملی متوقف شد.

در این مدت، اما تعطیلی مجلس نه تنها خلایی در امور کشور ایجاد نکرد، بلکه برخی اختلالات نیز متوقف شد.

گواه این گزاره آنکه نه تنها افکار عمومی هیچ واکنشی به تعطیلی مجلس نشان نداد، بلکه بسیاری از مردم حتی متوجه نشدند مجلس دقیقاً چه زمانی تعطیل شده و چه زمانی قرار است بازگردد؛ آن هم در حالی که مجلس، نهادی است که مردم کشور را در نظام سیاسی نمایندگی می‌کند. این واقعیت، شاید مهم‌ترین نشانه افول نهادی باشد که قرار بود عصاره اراده عمومی و قلب سیاست‌گذاری کشور باشد.

خانه ملت یا اقلیت منتخب؟

این وضعیت البته یک‌شبه به وجود نیامده است. سال‌هاست انتخابات غیررقابتی، ردصلاحیت‌های گسترده و کاهش مشارکت عمومی، مجلس را رفته‌رفته از بدنه اکثریت جامعه دور کرده است. نهادی که زمانی محل حضور طیف‌های مختلف سیاسی و اجتماعی بود، حالا بیش از هر زمان دیگری یکدست و محدود شده و توان نمایندگی افکار عمومی را تا حد بسیار زیادی از دست داده است.

به گزارش اقتصادآنلاین، همین شکاف میان مجلس و جامعه باعث شده حساسیت عمومی نسبت به آن کاهش یابد. در حالی که اگر نهادی واقعاً نماینده مردم باشد، حتی تعطیلی چندروزه‌اش به مطالبه اجتماعی تبدیل می‌شود. از سوی دیگر، مجلس در دهه‌های گذشته، دچار انحرافات کارکردی بسیاری شده است. از جمله اینکه استیضاح که ابزاری نظارتی است، عملا تبدیل به ابزاری سیاسی برای باج‌خواهی برخی نمایندگان تبدیل شده است. موضوعی که محمدرضا باهنر، نماینده اصول‌گرای ادوار مجلس نیز سال گذشته درباره آن گفته بود: « من ۲۸ سال مجلس بودم. نمایندگان یک سری اختیارات دارند برای نظارت، استیضاح، تحقیق و تفحص و سوال کردن. ظاهر کار یک چیز می‌نویسند، اما نیت چیز دیگری است. اینها به وزیر فشار می‌آورند که مثلا فلان مدیرکل را عوض کن.»

دفاع از تریبون سیاسی یک جریان خاص

در این میان، تناقض رفتاری بخشی از نمایندگان رادیکال اصولگرا بیش از همه جلب توجه کرد. همان طیفی که در بزنگاه‌های مختلف از قانون موسوم به حجاب و عفاف گرفته تا محدودسازی اینترنت، اعمال شدیدترین کنترل‌ها بر زندگی روزمره مردم را با توجیه امنیت ملی ضروری می‌دانست، این بار بی‌اعتنا به همان مقوله امنیت، ناگهان به مدافع سرسخت بازگشایی مجلس تبدیل شد.

حمید رسایی نماینده نزدیک به جریان پایداری در مجلس با اشاره به باز بودن پارلمان‌های آمریکا و اسرائیل در زمان جنگ، تعطیلی مجلس ایران را زیر سؤال برد و آن را نشانه‌ای از انفعال دانست. اما رسایی توضیح نداد کشور‌های مد نظر او، اینترنت را در بحبوحه جنگ به روی مردم قطع نکردند و اقتصاد دیجیتال را به مرز نابودی نکشاندند.

این مقایسه گزینشی نشان می‌دهد طیف رادیکال حتی در انتقاد از تعطیلی مجلس نیز همچنان منافع ملی و خیر عمومی را دنبال نمی‌کند. همین طیف حتی این روز‌ها در تلاش برای حفظ تریبون جریان سیاسی متبوع خود در پارلمان است و در ماه‌های اخیر نگران محدودشدن میدان اثرگذاری رسانه‌ای‌اش شد.

در نخستین جلسه مجلس پس از جنگ چه گذشت؟

نخستین نشست حضوری مجلس هم پس از وقفه طولانی نیز عملاً به آوردگاهی برای اختلافات داخلی اصولگرایان تبدیل شد.

به گزارش اقتصادآنلاین، انتخابات هیأت رئیسه اجلاسیه سوم، در شرایطی امنیتی و به شکلی غیرمتعارف برگزار شد. نمایندگان به صورت گروهی و بر اساس حروف الفبا رأی دادند و جزئیات کامل فرآیند نیز رسانه‌ای نشد. با این حال، مهم‌تر از شکل برگزاری، فضای سیاسی حاکم بر آن بود.

طیف نزدیک به جبهه پایداری و نیرو‌های رادیکال، از هفته‌ها پیش حملات سنگینی علیه هیأت رئیسه و شخص محمدباقر قالیباف آغاز کرده بودند. ادعای غیرقانونی بودن انتخابات، تحریم نمادین رأی‌گیری، حمله به روند اداره مجلس و حتی طرح شایعاتی درباره حذف قالیباف از معادلات سیاسی، بخشی از این پروژه بود.

اما در نهایت، قالیباف بار دیگر توانست موقعیت خود را حفظ کند و برای هفتمین سال متوالی بر صندلی ریاست مجلس تکیه بزند. اتفاقی که نشان داد با وجود تمام جنجال‌های رسانه‌ای، موازنه قدرت در مجلس هنوز به سود قالیباف است. علی نیکزاد، نماینده اردبیل و حمیدرضا حاجی بابایی، نماینده همدان نیز بار دیگر به عنوان نواب رئیس انتخاب شدند.

با این حال، نتیجه انتخابات بیش از هر چیز عمق شکاف در اردوگاه اصولگرایان را آشکار کرد. مجلسی که قرار بود یکدست‌ترین مجلس سال‌های اخیر باشد، حالا خود به میدان جنگ قدرت میان طیف‌های مختلف همان جریان تبدیل شده است. نزاعی که بیش از مسائل و منافع ملی، حول سهم‌خواهی سیاسی، تریبون و کنترل ساختار قدرت می‌چرخد.

شکاف مجلس و جامعه

تعطیلی مجلس در دوران جنگ و نخستین جلسه پس از آن، در کنار هم تصویری روشن از وضعیت امروز بهارستان ارائه می‌کنند؛ نهادی که نه در متن مطالبات جامعه قرار دارد و نه حتی در درون خود از انسجام سیاسی برخوردار است.

در روز‌هایی که مردم با بحران اقتصادی، محدودیت اینترنت، نااطمینانی امنیتی و چالش‌های اجتماعی متعدد دست‌وپنجه نرم می‌کنند، مجلس همواره از مطالبات مردم عقب‌تر است. همین فاصله میان اولویت‌های جامعه و دغدغه‌های بخشی از مجلس، شاید دقیق‌ترین توضیح برای کاهش اعتبار و اثرگذاری آن باشد.

مجلس زمانی می‌تواند خانه ملت باشد که مردم آن را آینه‌ای از مطالبات مختلف خود ببینند و مجلس دوازدهم، کمترین قرابت را با چنین پارلمانی دارد.


منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا