آسیبپذیری میراث بشری در برابر تصمیمات سیاسی و نظامی / نبود ضمانت اجرایی اسناد بینالمللی

در این نشست، حکمتالله ملاصالحی، باستانشناس و استاد دانشگاه، و بیژن روحانی، پژوهشگر ارشد دانشکده باستانشناسی دانشگاه آکسفورد، با اتکا به دو رویکرد تاریخی – فلسفی و حقوقی – بینالمللی کوشیدند تصویری چندلایه از این پدیده ارائه دهند؛ تصویری که از امپراتوریهای باستان آغاز میشود و به ساختارهای ناکارآمد نظم جهانی امروز میرسد.
حکمتالله ملاصالحی سخنان خود را از یک نقطه کلیدی آغاز کرد: «تخریب میراث فرهنگی را نباید صرفاً بهعنوان خسارت جانبی جنگها فهمید، بلکه باید آن را بهمثابه کنشی آگاهانه و معنادار در بستر قدرت تحلیل کرد.»
او با بازگشت به جهان باستان، بهویژه تمدنهای میانرودان، توضیح داد که چگونه پادشاهان و امپراتورها از تخریب آثار فرهنگی بهعنوان ابزاری برای تثبیت سلطه خود استفاده میکردند. اشاره او به آشوربانیپال، پادشاه آشوری، صرفاً یک مثال تاریخی نبود؛ بلکه نمادی از الگویی بود که در طول تاریخ تکرار شده است.
به گفته ملاصالحی، در جهان باستان، نابودی معابد، سوزاندن کتابخانهها، و غارت اشیای ارزشمند، نه فقط بهمعنای شکست نظامی دشمن، بلکه نشانهای از تسلط کامل بر هویت و حافظه او بود. این اقدامات، نوعی «بازنویسی تاریخ» محسوب میشدند تلاشی برای حذف روایتهای رقیب و تثبیت روایت پیروز.
او تأکید کرد: «وقتی یک اثر تاریخی تخریب میشود، تنها یک شیء از بین نمیرود؛ بلکه بخشی از حافظه جمعی، روایت تاریخی و هویت فرهنگی یک جامعه نابود میشود.»
این نگاه، تخریب میراث را از سطح «آسیب فیزیکی» به سطح «خشونت نمادین» ارتقا میدهد خشونتی که هدف آن، نه فقط زمین و بنا، بلکه ذهن و هویت انسانهاست.
یکی از مهمترین محورهای سخنان ملاصالحی، تأکید بر تداوم این الگو در جهان معاصر بود. او استدلال کرد که اگرچه شکل و ابزار تخریب تغییر کردهاند، اما منطق آن همچنان پابرجاست.
در جهان امروز، تخریب میراث فرهنگی میتواند در قالبهای مختلفی ظاهر شود: از بمباران مستقیم آثار تاریخی در جنگها، تا غارت سازمانیافته اشیای باستانی، و حتی تهدید به هدف قرار دادن اماکن فرهنگی بهعنوان ابزار فشار سیاسی.
ملاصالحی با اشاره به برخی مواضع و تهدیدهای مطرحشده در سالهای اخیر در سطح بینالمللی، تأکید کرد که میراث فرهنگی همچنان در معادلات قدرت حضور دارد—نه بهعنوان ارزش مشترک بشری، بلکه بهعنوان اهرم فشار.
او این وضعیت را نشانهای از شکاف عمیق میان «ادبیات حقوقی» و «واقعیت سیاسی» دانست. به گفته او، در حالی که اسناد و کنوانسیونهای بینالمللی بر لزوم حفاظت از میراث فرهنگی تأکید دارند، در عمل، این میراث در برابر تصمیمات سیاسی و نظامی بسیار آسیبپذیر باقی مانده است.
اگر سخنان ملاصالحی، ریشههای تاریخی و فلسفی مسئله را روشن میکرد، بیژن روحانی تلاش کرد تا ابعاد نهادی و بینالمللی آن را واکاوی کند.
روحانی، که پژوهشگر ارشد دانشکده باستانشناسی دانشگاه آکسفورد است و همزمان مسئولیتهای متعددی در ساختارهای جهانی مرتبط با میراث فرهنگی دارد—از جمله نایبرئیسی کمیته علمی آمادگی در برابر خطرات برای میراث فرهنگی (ICORP) در ایکوموس، نایبرئیس کمیته علمی آمادگی در برابر ریسک، عضویت در هیأت مدیره بینالمللی سپر آبی و مدیریت برنامه AMAL در صندوق میراث جهانی—از موقعیتی سخن میگفت که در آن، فاصله میان «سیاستگذاری» و «اجرا» بهخوبی قابل مشاهده است.
او بحث خود را با این پرسش آغاز کرد: «چرا با وجود این همه کنوانسیون، دستورالعمل و نهاد تخصصی، همچنان شاهد تخریب گسترده میراث فرهنگی در جهان هستیم؟»
روحانی در پاسخ به این پرسش، به ساختار کنوانسیونهای بینالمللی اشاره کرد. به گفته او، از نیمه دوم قرن بیستم به بعد، جامعه جهانی تلاش کرده است با تدوین اسناد مختلف، چارچوبی برای حفاظت از میراث فرهنگی ایجاد کند.
اما مشکل اصلی، از نگاه او، در «نبود ضمانت اجرایی» این اسناد است. او توضیح داد: «بسیاری از این کنوانسیونها، اگرچه از نظر مفهومی و حقوقی بسیار پیشرفتهاند، اما در عمل، به دلیل وابستگی به اراده دولتها، فاقد قدرت الزامآور واقعی هستند.»
به بیان دیگر، این اسناد تا زمانی کارآمدند که دولتها بخواهند به آنها پایبند باشند؛ اما در شرایط بحران، جنگ یا تعارض منافع، این تعهدات بهراحتی نادیده گرفته میشوند.
روحانی در ادامه، به نقش نهادهای بینالمللی پرداخت؛ نهادهایی که وظیفه آنها نظارت، مستندسازی، هشداردهی و در برخی موارد، مداخله در حوزه میراث فرهنگی است.
او با صراحت گفت: «واقعیت این است که بسیاری از این نهادها، بیش از آنکه بازیگر باشند، ناظر هستند.»
این جمله، یکی از کلیدیترین محورهای نشست بود. به گفته روحانی، ساختار نظام بینالملل بهگونهای طراحی شده که امکان مداخله مستقیم و مؤثر را برای این نهادها محدود میکند. حتی در مواردی که تخریب میراث فرهنگی بهصورت گسترده و علنی رخ میدهد، واکنشها اغلب به صدور بیانیه، ثبت گزارش یا ابراز نگرانی محدود میشود.
او با اشاره به تجربههای خود در مناطق بحرانزده، بهویژه در خاورمیانه، تأکید کرد که در بسیاری از موارد، این نهادها عملاً ابزار لازم برای جلوگیری از تخریب را در اختیار ندارند.
یکی از بخشهای مهم سخنان روحانی، اشاره به تجربههای میدانی او در پروژههای مرتبط با حفاظت از میراث فرهنگی در مناطق جنگی، از جمله سوریه و عراق بود.
او توضیح داد که در این مناطق، میراث فرهنگی نهتنها قربانی جنگ است، بلکه گاه بهطور مستقیم هدف قرار میگیرد—چه بهعنوان ابزار تبلیغاتی، چه بهعنوان منبع مالی از طریق قاچاق، و چه بهعنوان نماد هویتهای رقیب.
روحانی تأکید کرد که در چنین شرایطی، حتی ابتداییترین اقدامات حفاظتی نیز با چالشهای جدی مواجه است: از نبود امنیت فیزیکی گرفته تا محدودیتهای سیاسی و فقدان همکاری میان بازیگران مختلف.
یکی از انتقادیترین بخشهای سخنان روحانی، به موضوع «استانداردهای دوگانه» اختصاص داشت.
او با اشاره به نحوه واکنش جامعه جهانی به تخریب میراث فرهنگی در نقاط مختلف جهان، گفت: «واکنشها همیشه یکسان نیستند؛ برخی رویدادها بهسرعت به بحران جهانی تبدیل میشوند، در حالی که موارد دیگر، با وجود شدت تخریب، تقریباً نادیده گرفته میشوند.»
به گفته او، این تفاوتها، بیش از آنکه ناشی از اهمیت ذاتی آثار باشد، به عوامل سیاسی، ژئوپلیتیکی و رسانهای مربوط است. مسئلهای که نهتنها اعتبار نهادهای بینالمللی را زیر سؤال میبرد، بلکه باعث میشود مفهوم «میراث مشترک بشری» نیز دچار تزلزل شود.
در بخش دیگری از نشست، بحث به وضعیت ایران کشیده شد. روحانی با تأکید بر جایگاه منحصربهفرد ایران از نظر تاریخی و فرهنگی، گفت که نمیتوان خسارتهای واردشده به میراث این کشور را نادیده گرفت یا کماهمیت جلوه داد.
او با طرح این نکته که ایران را نمیتوان با کشورهایی با تراکم پایین میراث فرهنگی مقایسه کرد، بر ضرورت پیگیری حقوقی و بینالمللی برای جبران خسارتها تأکید کرد.
به گفته او، «مطالبهگری» یکی از ابزارهای مهم در این زمینه است ابزاری که باید هم از سوی دولت و هم از سوی نهادهای مدنی و جامعه علمی بهکار گرفته شود.
هر دو سخنران، در جمعبندی سخنان خود، بر ضرورت تغییر رویکرد در مواجهه با مسئله میراث فرهنگی تأکید کردند.
ملاصالحی با انتقاد از انفعال بخشی از جامعه علمی، گفت که پژوهشگران و دانشگاهیان نباید صرفاً به تولید دانش اکتفا کنند، بلکه باید در عرصه عمومی نیز حضور فعالتری داشته باشند.
او بر اهمیت «روایتسازی» تأکید کرد اینکه چگونه میتوان با بازگو کردن داستانهای میراث فرهنگی، توجه افکار عمومی را جلب کرد و حساسیت نسبت به آن را افزایش داد.
روحانی نیز با اشاره به محدودیتهای ساختارهای رسمی، نقش نهادهای مدنی، شبکههای تخصصی و همکاریهای بینالمللی را برجسته کرد.
انتهای پیام/
منبع





