اخبار

ایران در میانه بازآرایی نظم جهانی


اقتصاد آنلاین؛ هادی اسکندری – استاد دانشگاه:  نظام بین‌الملل در دهه سوم قرن بیست و یکم در حال تجربه یکی از مهم‌ترین دوره‌های گذار خود پس از پایان جنگ سرد است. نشانه‌های این تحول را می‌توان در تضعیف نظم تک‌قطبی، افزایش رقابت قدرت‌های بزرگ، گسترش بحران‌های منطقه‌ای و ظهور بازیگران موثر جدید در معادلات جهانی مشاهده کرد. در چنین فضایی، کشور‌های دارای موقعیت ژئوپلیتیک برجسته و ظرفیت‌های راهبردی بیش از گذشته در کانون توجه قرار می‌گیرند. ایران نیز به عنوان یکی از مهم‌ترین بازیگران قدرتمند ژئوپلیتیک در منطقه غرب آسیا، در متن این تحولات قرار دارد و نحوه مواجهه آن با شرایط جدید به ویژه پس از جنگ رمضان می‌تواند پیامد‌های مهمی برای جایگاه منطقه‌ای و بین‌المللی کشور به همراه داشته باشد.

واقعیت آن است که مسئله ایران در سال‌های اخیر دیگر صرفاً در چارچوب روابط دوجانبه با برخی قدرت‌های غربی قابل تحلیل نیست، بلکه به بخشی از رقابت‌های گسترده‌تر در ساختار قدرت جهانی تبدیل شده است. جایگاه جغرافیایی ایران در پیوندگاه سه حوزه راهبردی «خاورمیانه، آسیای مرکزی و حوزه انرژی جهانی» موجب شده است که تحولات مرتبط با این کشور در سطحی فراتر از یک موضوع منطقه‌ای مورد توجه قدرت‌های جهانی قرار گیرد و فراتر از آن ایران پس از جنگ تحمیلی سوم قدرت و ظرفیت‌های نوین خود را به جهان اثبات کرد.

گذار به نظم چندقطبی و فرصت‌های راهبردی

یکی از مهم‌ترین روند‌های ساختاری در سیاست جهانی، حرکت تدریجی جهان به سمت نوعی نظم چندقطبی است. افزایش نقش قدرت‌هایی مانند چین، بازگشت فعالانه روسیه به صحنه رقابت‌های جهانی و ظهور قدرت‌های میانه در آسیا و سایر مناطق جهان، موجب شده است که ساختار قدرت بین‌المللی نسبت به دهه‌های گذشته پیچیده‌تر و متکثرتر شود.

در چنین شرایطی، کشور‌هایی که از ظرفیت‌های ژئوپلیتیک و منابع راهبردی برخوردارند می‌توانند با اتخاذ سیاست خارجی فعال و متوازن، از فضای جدید نظام بین‌الملل بهره ببرند. برای ایران نیز تنوع‌بخشی به روابط خارجی، توسعه همکاری‌های منطقه‌ای و گسترش تعامل با قدرت‌های نوظهور، بخشی از تلاش برای سازگاری با این ساختار در حال تحول محسوب می‌شود.

با این حال، استفاده مؤثر از فرصت‌های نظم در حال شکل‌گیری جهانی نیازمند نوعی دیپلماسی موازنه‌گر و هوشمندانه است؛ دیپلماسی‌ای که بتواند ضمن حفظ استقلال راهبردی کشور، از گرفتار شدن در رقابت‌های بلوکی قدرت‌های بزرگ نیز جلوگیری کند.

خاورمیانه؛ میدان رقابت ژئوپلیتیک

در سطح منطقه‌ای، غرب آسیا همچنان یکی از مهم‌ترین کانون‌های رقابت در نظام بین‌الملل محسوب می‌شود. تمرکز منابع عظیم انرژی، موقعیت‌های راهبردی دریایی و وجود مجموعه‌ای از بحران‌های امنیتی و سیاسی حل‌نشده، این منطقه را به یکی از حساس‌ترین نقاط جهان تبدیل کرده است.

در این میان، ایران امروز به دلیل موقعیت جغرافیایی، ظرفیت‌های نظامی و سیاسی و همچنین شبکه روابط منطقه‌ای خود، یکی از بازیگران تعیین‌کننده در معادلات امنیتی منطقه به شمار می‌رود. تحولات دو دهه اخیر نشان داده است که بسیاری از بحران‌های منطقه‌ای بدون در نظر گرفتن نقش و منافع ایران قابل حل و فصل نیستند.

از سوی دیگر، نشانه‌هایی از بازتنظیم روابط در میان برخی بازیگران منطقه‌ای نیز مشاهده می‌شود؛ روندی که می‌تواند در صورت مدیریت هوشمندانه، زمینه شکل‌گیری ترتیبات امنیتی جدید در منطقه را فراهم کند.

تحریم‌ها و رقابت‌های ژئوپلیتیک

یکی دیگر از ابعاد مهم تعامل ایران با نظام بین‌الملل، مسئله تحریم‌هاست. تحریم‌ها در سال‌های اخیر به یکی از ابزار‌های مهم رقابت در سیاست بین‌الملل تبدیل شده‌اند و در بسیاری از موارد به عنوان ابزاری برای اعمال فشار ژئوپلیتیک مورد استفاده قرار می‌گیرند.

در مورد ایران نیز تحریم‌ها صرفاً در چارچوب اختلافات فنی یا حقوقی قابل تحلیل نیستند، بلکه باید آنها را در بستر رقابت‌های گسترده‌تر قدرت در نظام بین‌الملل بررسی کرد. همین مسئله موجب شده است که بحث مشروعیت تحریم‌های یکجانبه در حقوق بین‌الملل به یکی از موضوعات مهم در محافل حقوقی و سیاسی تبدیل شود.

تحولات درونی غرب؛ بازگشت ملی‌گرایی و چالش جهانی‌سازی

در کنار روند‌های کلان ژئوپلیتیک، یکی از متغیر‌های مهم و کمتر مورد توجه در تحلیل سیاست بین‌الملل معاصر، تحولات درونی جوامع غربی است. در سال‌های اخیر، نشانه‌های روشنی از تضعیف گفتمان جهانی‌سازی و تقویت جریان‌های ملی‌گرا و راست‌گرا در بسیاری از کشور‌های اروپایی مشاهده می‌شود. رشد احزاب راست با تأکید بر اولویت منافع ملی، کنترل مهاجرت و بازنگری در تعهدات بین‌المللی، بیانگر نوعی بازگشت به سیاست‌های درون‌گرا در غرب است.

این روند، پیامد‌های مهمی برای نظم بین‌المللی دارد؛ از جمله کاهش انسجام در سیاست‌گذاری‌های جمعی غرب، افزایش رویکرد‌های عمل‌گرایانه و بعضاً یک‌جانبه، و تضعیف نسبی برخی نهاد‌های بین‌المللی. برای ایران، چنین تحولاتی می‌تواند از یک سو فضا‌هایی برای مانور دیپلماتیک و بهره‌گیری از شکاف‌های درون غرب ایجاد کند و از سوی دیگر، در برخی حوزه‌ها به تشدید نگاه‌های سخت‌گیرانه و امنیت‌محور منجر شود. در نتیجه، درک دقیق این روند و تطبیق سیاست خارجی با آن، به یکی از الزامات تحلیل راهبردی تبدیل شده است.

نقش مردم؛ سرمایه اجتماعی در معادلات قدرت ملی

در کنار تمامی مؤلفه‌های قدرت نظامی، ژئوپلیتیک و دیپلماتیک، یکی از مهم‌ترین عناصر قدرت ملی ایران، سرمایه اجتماعی و نقش مردم در بزنگاه‌های تاریخی است. تجربه تحولات اخیر، به‌ویژه در جریان جنگ و تنش‌های نظامی ماه‌های گذشته، بار دیگر نشان داد که جامعه ایران در لحظات حساس می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای در تقویت قدرت ملی ایفا کند.

در جریان جنگ رمضان، طی حدود دو ماه، حضور گسترده مردم در خیابان‌ها و حمایت آشکار آنان از امنیت و تمامیت ارضی کشور، تصویر اثرگذار و مهمی از همبستگی ملی را به نمایش گذاشت.

این حضور اجتماعی، در کنار میدان‌داری نیرو‌های نظامی و تصمیم‌گیری‌های حاکمیتی، یکی از عوامل مهم در تقویت قدرت بازدارندگی کشور و انتقال پیام انسجام داخلی به محیط بین‌المللی بود.

در واقع، در بسیاری از منازعات بین‌المللی، آنچه بیش از توان سخت‌افزاری نظامی و دیپلماسی اهمیت می‌یابد، پشتوانه اجتماعی قدرت ملی است. جامعه‌ای که در شرایط بحرانی توانایی همگرایی و حمایت از منافع ملی خود را داشته باشد، از منظر راهبردی سرمایه‌ای ارزشمند در معادلات قدرت محسوب می‌شود.

رقابت روایت‌ها در عرصه بین‌المللی

در دنیای امروز، رقابت میان کشور‌ها صرفاً در میدان‌های سیاسی و نظامی شکل نمی‌گیرد، بلکه در عرصه روایت‌ها و ادراک عمومی نیز جریان دارد. رسانه‌های جهانی و شبکه‌های اجتماعی نقش مهمی در شکل‌دهی به تصویر کشور‌ها در افکار عمومی بین‌المللی ایفا می‌کنند.

از این منظر، مدیریت هوشمند روایت‌های بین‌المللی و تقویت دیپلماسی عمومی، یکی از ضرورت‌های مهم سیاست خارجی در عصر جدید به شمار می‌رود. تصویر یکپارچگی اجتماعی و حمایت مردمی از منافع ملی نیز در این عرصه می‌تواند به عنوان یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های قدرت نرم کشور مورد توجه قرار گیرد.

ایران در مقطعی حساس از تحولات نظام بین‌الملل قرار دارد؛ مقطعی که در آن همزمان با بازآرایی قدرت در سطح جهانی، معادلات امنیتی و سیاسی منطقه نیز در حال تغییر است. در چنین شرایطی، موفقیت در سیاست خارجی مستلزم ترکیبی از دیپلماسی فعال، مدیریت هوشمند رقابت‌های ژئوپلیتیک و بهره‌گیری از سرمایه اجتماعی داخلی است.

تجربه تحولات اخیر نیز نشان داد که قدرت ملی ایران صرفاً به ظرفیت‌های نظامی یا ژئوپلیتیک محدود نمی‌شود، بلکه پیوند میان حاکمیت، نیرو‌های دفاعی و جامعه یکی از مهم‌ترین عناصر تثبیت‌کننده این قدرت به شمار می‌رود.

در نهایت، نحوه بهره‌برداری از این مجموعه ظرفیت‌ها در شرایط گذار نظام بین‌الملل می‌تواند تعیین‌کننده جایگاه ایران در نظم در حال شکل‌گیری جهانی باشد؛ نظمی که در آن کشور‌هایی موفق خواهند بود که بتوانند میان قدرت سخت، دیپلماسی فعال و پشتوانه اجتماعی، توازنی پایدار برقرار کنند.


منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا