اخبار

پایان رویای اقتصادی دبی؟











دنیای اقتصاد :


جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، شاید در ظاهر نبردی میان قدرت‌های نظامی و ژئوپلیتیک منطقه بود، اما یکی از اصلی‌ترین بازندگان اقتصادی و روانی آن کشوری شد که اساسا بر ایده «ثبات در قلب آشوب خاورمیانه» بنا شده بود: امارات متحده عربی و به‌ویژه دبی. کشوری که طی سه دهه گذشته خود را به‌عنوان امن‌ترین مرکز تجارت، سرمایه‌گذاری، گردشگری و زندگی لوکس در خاورمیانه معرفی کرده بود، اکنون با بحرانی روبه‌رو شده که اعتماد جهانی به مدل اقتصادی‌اش را هدف گرفته است.

تا پیش از آغاز جنگ در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، دبی برای‌ میلیون‌ها مهاجر، سرمایه‌گذار و ثروتمند بین‌المللی نوعی «پناهگاه بدون دردسر» محسوب می‌شد: مالیات صفر بر درآمد، قوانین انعطاف‌پذیر، بازار املاک پررونق، امنیت بالا، زیرساخت‌های مدرن، فرودگاهی که شلوغ‌ترین ‌هاب هوایی جهان بود و سبکی از زندگی که ترکیبی از تجمل، تجارت و آزادی اقتصادی را ارائه می‌داد. اما با آغاز حملات متقابل ایران، آمریکا و اسرائیل، این تصویر ناگهان آسیب دید.

نگاهی به آسیب‌های امارات از جنگ

امارات در جنگ مستقیما و به صورت گسترده وارد میدان نبرد نشد، اما موقعیت جغرافیایی و اتحادهای سیاسی‌اش باعث شد بیش از هر کشور دیگری در خلیج فارس هدف حملات موشکی و پهپادی قرار گیرد. ارزیابی‌ها نشان می‌دهد بیش از ۲۸۰۰ موشک و پهپاد به سمت اهداف مختلف در امارات شلیک شد؛ رقمی که حتی از تعداد حملات به اسرائیل نیز بیشتر بود. هرچند سامانه‌های دفاعی آمریکایی و اماراتی بخش زیادی از این حملات را رهگیری کردند، اما خسارت‌ها همچنان گسترده بود. بندر جبل‌علی، منطقه بندری دبی، چند بار هدف حمله قرار گرفت و تصاویر دود غلیظ برخاسته از آن، به نمادی از شکنندگی اقتصاد امارات تبدیل شد.

در یکی از مهم‌ترین حملات، پهپادهایی به نیروگاه هسته‌ای «براکه»، تنها نیروگاه هسته‌ای امارات، حمله کردند. اگرچه نشت رادیواکتیو رخ نداد، اما همین حمله کافی بود تا ترس از آسیب‌پذیری زیرساخت‌های حیاتی کشور به واقعیتی ملموس تبدیل شود. برآوردها نشان می‌دهد هزینه مستقیم خسارات زیرساختی جنگ برای امارات به حدود ۶۰‌میلیارد دلار رسیده است؛ رقمی عظیم حتی برای کشوری ثروتمند مانند امارات. اما ضربه اصلی جنگ نه صرفا در تخریب فیزیکی، بلکه در مختل شدن مدل اقتصادی دبی بود؛ مدلی که بر جریان آزاد مهاجرت، سرمایه، کالا و اعتماد بنا شده بود. فرودگاه بین‌المللی دبی، که سال‌ها عنوان شلوغ‌ترین فرودگاه جهان در سفرهای بین‌المللی را در اختیار داشت، هفته‌ها به‌صورت متناوب تعطیل شد. بیش از ۳۰ هزار پرواز از زمان آغاز جنگ لغو شد و خطوط هوایی بزرگ بارها برنامه‌های خود را تغییر دادند. حتی زمانی که شرکت هواپیمایی Emirates اعلام کرد تقریبا تمام پروازها را از سر گرفته، همان روز حملات تازه‌ای باعث فعال شدن آژیرها و هشدارها در سراسر دبی شد.

صنعت گردشگری که بیش از ۱۲ درصد اقتصاد امارات را تشکیل می‌دهد، عملا فلج شد. هتل‌های لوکس دبی، از جمله برج‌العرب، مجبور شدند بخشی از فعالیت خود را متوقف کنند یا تحت عنوان «بازسازی» تعطیل شوند. نرخ اشغال هتل‌ها که پیش از جنگ حدود ۸۰ درصد بود، به ۲۰ درصد سقوط کرد و موسسه Moody’s Analytics پیش‌بینی کرد این نرخ در برخی ماه‌ها حتی به ۱۰ درصد برسد. بازارهای گردشگری معروف مانند «السیف» خالی شدند و تصاویری از مغازه‌داران نشسته در بازارهای بی‌مشتری، تضاد شدیدی با تصویر همیشگی دبی به‌عنوان شهری پرجنب‌وجوش ایجاد کرد.

در کنار گردشگری، تجارت و حمل‌ونقل نیز آسیب جدی دیدند. تنگه هرمز، که شریان اصلی صادرات انرژی خلیج فارس است، تحت کنترل شدید ایران قرار گرفت و صادرات نفت و گاز امارات بیش از نصف کاهش یافت. تولید نفت کشور تا ۸۰۰ هزار بشکه در روز افت کرد. هرچند امارات توانست بخشی از صادرات خود را از طریق خط لوله فجیره ادامه دهد، اما ظرفیت این مسیر محدود بود. دولت امارات به‌سرعت اعلام کرد قصد دارد خط لوله دوم را احداث کند تا وابستگی به هرمز را کاهش دهد. همچنین خروج این کشور از اوپک، که سال‌ها غیر قابل تصور به نظر می‌رسید، نشان داد ابوظبی تصمیم گرفته راهبرد انرژی خود را کاملا بازتعریف کند. با این حال، اقتصاد دبی برخلاف ابوظبی متکی به نفت نیست؛ دبی از تجارت، بانکداری، حمل‌ونقل هوایی، خدمات مالی و بازار املاک تغذیه می‌شود. جنگ دقیقا همان نقاط حساس را هدف قرار داد. سرمایه‌گذاران خارجی که تا پیش از جنگ، دبی را «سوئیس خاورمیانه» می‌دانستند، حالا مجبور شدند ریسک موشک و پهپاد را نیز در محاسبات خود وارد کنند.

روند خروج ثروتمندان از امارات

یکی از مهم‌ترین پیامدهای جنگ، آغاز خروج بخشی از خارجی‌های ثروتمند و متخصص از امارات بود. پیش از جنگ حدود ۳ تا ۴‌میلیون نفر از جمعیت ۱۲‌میلیونی امارات را مهاجران مرفه تشکیل می‌دادند و بیش از ۲۴۰ هزار‌میلیونر در کشور زندگی می‌کردند. دبی بزرگ‌ترین سهم این جمعیت را داشت. اما پس از حملات ایران، ده‌ها هزار مهاجر کشور را ترک کردند. بسیاری از آنها متخصصان غربی، مدیران مالی، خانواده‌های دارای فرزند مدرسه‌ای و کارآفرینانی بودند که آینده بلندمدت خود را در منطقه زیر سوال می‌دیدند. برخی موفق شدند آخرین بلیت‌های پرواز به اروپا و آمریکا را بگیرند و بعضی دیگر با خودرو به عمان رفتند تا راه فرار دیگری پیدا کنند.

شرکت‌های مهاجرتی گزارش دادند تقاضا برای دریافت اقامت در کشورهای دیگر بیش از ۴۰ درصد افزایش یافته است. در این میان، میلان و سنگاپور به دو مقصد اصلی مهاجران دبی تبدیل شدند. میلان با مالیات ثابت نسبتا پایین برای ثروتمندان، مدارس بین‌المللی و شبکه‌های مالی قدرتمند، برای اروپایی‌های ساکن دبی جذاب شد. سنگاپور نیز به‌دلیل ثبات سیاسی، نظام حقوقی قدرتمند و زیرساخت مدیریت ثروت، دوباره مورد توجه سرمایه‌داران آسیایی قرار گرفت. بانک‌های سنگاپوری از افزایش ورود سرمایه از دبی خبر دادند و واردات طلای این کشور از امارات چهار برابر شد.

با این حال، مهاجرت از امارات یکدست نبود. برخلاف ثروتمندان غربی که گزینه‌های متعددی برای خروج داشتند،‌ میلیون‌ها کارگر مهاجر کم‌درآمد در امارات باقی ماندند. حدود ۷ تا ۸‌میلیون کارگر از هند، پاکستان، بنگلادش، فیلیپین و کشورهای آفریقایی ستون فقرات اقتصاد خدماتی و ساخت‌وساز امارات را تشکیل می‌دهند. بسیاری از آنها با بدهی وارد امارات شده‌اند و بازگشت به کشورشان به‌معنای بیکاری و فقر بیشتر است. بنابراین با وجود کاهش پروژه‌ها، رکود گردشگری و افت فعالیت اقتصادی، اکثریت این کارگران در کشور ماندند. این مساله نشان می‌دهد که اگرچه مدل دبی آسیب دیده، اما هنوز برای بسیاری از مهاجران از گزینه‌های موجود در کشورهای خودشان جذاب‌تر است.

این پایان دبی نیست اما…

در سطح سیاسی و امنیتی، جنگ شکاف‌های ساختاری امارات را آشکار کرد. حضور پایگاه‌های نظامی آمریکا که قرار بود تضمین‌کننده امنیت باشند، در عمل امارات را به هدفی مشروع برای حملات تبدیل کرد. پایگاه هوایی الظفره، نزدیکی راهبردی با اسرائیل و توافق‌های ابراهیم، همگی باعث شدند تهران ابوظبی و دبی را بخشی از جبهه دشمن بداند. در نتیجه، دولت امارات اکنون مجبور است کل معماری امنیتی خود را بازنگری کند. ابوظبی احتمالا همچنان به آمریکا وابسته خواهد ماند، زیرا بدون سامانه‌های دفاعی و اطلاعاتی واشنگتن قادر به دفاع از خود نیست، اما همزمان تلاش خواهد کرد روابط امنیتی متنوع‌تری ایجاد کند؛ از گسترش همکاری با ترکیه و فرانسه گرفته تا تعمیق روابط با اروپا. همچنین احتمال دارد امارات برای کاهش تنش، ناچار شود در نحوه رابطه خود با اسرائیل بازنگری کند؛ رابطه‌ای که یکی از اصلی‌ترین دلایل دشمنی با این کشور تلقی می‌شود.

از نظر داخلی نیز جنگ باعث تقویت موقعیت ابوظبی نسبت به دبی شد. ابوظبی که به‌دلیل درآمدهای نفتی همواره قدرت اصلی فدراسیون بود، حالا با بازگشت احتمالی صادرات نفت و افزایش قیمت انرژی، ثروتمندتر و با نفوذتر خواهد شد. در مقابل، دبی که اقتصادش بر اعتماد و پویایی جهانی استوار است، آسیب‌پذیرتر شده است. بازسازی زیرساخت‌ها شاید طی چند سال ممکن باشد، اما بازگرداندن اعتماد سرمایه‌گذاران و مهاجران بسیار دشوارتر خواهد بود. تصمیم‌هایی مانند خرید ملک، افتتاح دفتر منطقه‌ای یا انتقال سرمایه، نیازمند اطمینان بلندمدت هستند؛ اطمینانی که جنگ آن را متزلزل کرده است.

با وجود همه این بحران‌ها، بسیاری از تحلیلگران معتقدند این پایان دبی نیست. امارات همچنان یکی از پیشرفته‌ترین زیرساخت‌های جهان، نظام اداری کارآمد، مالیات پایین، بنادر مدرن و شبکه حمل‌ونقل قدرتمند را دارد. این کشور در طول دو نسل از مجموعه‌ای از روستاهای ماهیگیری به یک قدرت جهانی اقتصادی تبدیل شد و هنوز منابع مالی عظیمی برای بازسازی در اختیار دارد. اما تفاوت بزرگ این‌جاست که دبی دیگر نمی‌تواند صرفا بر تصویر «جزیره‌ای امن در خاورمیانه» تکیه کند. جنگ نشان داد که حتی باثبات‌ترین اقتصاد منطقه نیز از تحولات ژئوپلیتیک مصون نیست. بازگشت اعتماد شاید سال‌ها زمان خواهد برد. آینده امارات اکنون نه‌فقط به توان اقتصادی‌اش، بلکه به تحولات سیاسی منطقه، دوام آتش‌بس، رویکرد رهبری جدید ایران و توان کشورهای خلیج فارس برای ایجاد نوعی نظم امنیتی جدید بستگی دارد. جنگ شاید دبی را نابود نکرده باشد، اما بدون تردید تصویر آسیب‌ناپذیری آن را از بین برده است.









منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا