از مجلس تا کف خیابان

اقتصادآنلاین، گروه سیاسی: در شرایطی که گمانهزنیها درباره امضای یک یادداشت تفاهم اولیه میان ایران و ایالات متحده برای پایان دادن به جنگ ۴۰ روزه و بازگشایی تنگه هرمز به اوج خود رسیده، جریان رادیکال ساز ناکوک خود را به صدا درآورده است.
تهران و برخی شهرهای مذهبی نظیر مشهد و قم، در روزهای گذشته صحنه تجمعات سازمانیافته گروهی از مخالفان توافق بود که علیه ارکان دیپلماسی و مدیریت کلان کشور شعار میدادند. البته مخالفت این جریان با توافق در جد تجمعات شبانه نیست بلکه مخالفتی سازماندهیشده و همه جانبه خواهد بود. چراکه حتی در شبکههای اجتماعی نیز عملیاتهای سایبری علیه توافق انجام شده است و سخنگویان جریان تندرو در مجلس نیز تلاش میکنند تا تفاهم احتمالی را به بهارستان بکشانند.
اما پرسش اینجاست که آیا این جریان در نهایت میتواند در مسیر تفاهم احتمالی اختلال ایجاد کند یا در نهایت به نظر سطوح اصلی تصمیمگیری در جمهوری اسلامی ایران تمکین خواهد کرد؟
تلاش برای کشاندن تفاهم به مجلس
هسته اصلی استراتژی سخنگویان جریان رادیکال در مجلس، به ویژه چهرههای نزدیک به جبهه پایداری، متمرکز بر عدم رعایت خطوط قرمز رهبری در متن تفاهم است. تاجایی که محمود نبویان از جمله چهرههای نزدیک به جریان پایداری مدعی شده که این تفاهم ایران را تبدیل به مستعمره آمریکا میکند.
آنها حتی با زبان کنایی محمدباقر قالیباف رییس مجلس را مسئول این تفاهم میدانند.
همزمان، نمایندگانی، چون مرتضی محمودی و امیرحسین ثابتی که نزدیک به سعید جلیلی هستند با کلیدواژه «جلوگیری از تحمیل برجام دیگر»، تلاش دارند این متن را مشمول اصل ۷۷ قانون اساسی جلوه دهند که نیازمند تصویب مجلس است.
این در حالی است که بر اساس مواضع رسمی سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، آنچه روی میز قرار دارد صرفاً یک یادداشت تفاهم و چارچوبی برای ادامه گفتوگوها است، نه یک معاهده یا پیمان الزامآور.
تجارب پیشین در ساختار سیاسی جمهوری ایران، نظیر تفاهمنامههای مربوط به سازمان شانگهای، بریکس یا توافقات اولیه با روسیه نیز نشان میدهد که مجلس به چارچوبهای غیرالزامآور ورود نمیکند. موضوعی که علیرضا سلیمی عضو هیات رییسه مجلس نیز آن را تایید کرده است.
با این همه، جریان رادیکال با آگاهی از این موضوع همچنان تلاش میکند این تفاهم اولیه را به عنوان یک سند نهایی تعهدآور به مجلس بیاورد و مسیر آن را مسدود کند.
این جریان حتی پیش از جنگ نیز به شکل سازمانیافتهای در مجلس علیه دستگاه دیپلماسی و هرگونه مذاکره هجمه میکرد.
خطدهی به خیابان و طعنههای جناحی به روسای قوا
حالا در آستانه نهاییشدن تفاهم ایران و آمریکا، اعضای رادیکال مجلس با حضور در تجمعات شبانه تلاش میکنند تا با تحریک جمعیت مانع امضای نهایی شوند.
شعارهای سر داده شده در میدان ابنسینای تهران و مقابل وزارت خارجه در مشهد، به طور مشخص عباس عراقچی، وزیر امور خارجه و محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس را هدف قرار دادهاند.
ادبیات به کار رفته در خیابانها نظیر «عراقچی حیا کن» و شعارهایی که مشروعیت تصمیمگیری نظام را زیر سوال میبرند، بازتاب مستقیم مواضع نمایندگانی، چون امیرحسین ثابتی و حمید رسایی است که در شبکههای اجتماعی خود متن احتمالی را «بدتر از برجام» توصیف کردهاند.
دامنه این هجمهها حتی به روابط درونپارلمانی و طعنههای شخصی نیز کشیده شده است؛ نمونه بارز آن، یادداشت مالک شریعتی در شبکه ایکس است که با استفاده از گویش مشهدی مستقیماً عملکرد رئیس مجلس را به سخره گرفت. او نوشت: «خب وقتی در باز بشه و ببینن که میفهمن مویوم…». به نظر میرسد این توییت کنایه اشاره به نقش رییس مجلس در مذاکرات دارد و حتی تلویحا تهدید به افشاگری پس از بازگشایی مجلس نیز کرده است.
کامران غضنفری، دیگر نماینده این طیف، امضای این تفاهمنامه را به «اماننامه شمر» تشبیه کرده و خواستار توبه از مذاکره شده است.
به نظر میرسد این سطح از رادیکالیسم ساختاریافته، نشاندهنده عزمی جدی برای تضعیف تصمیمگیران در آستانه تایید نهایی تفاهم است.
مقایسه تفاهم با برجام
بخش عمدهای از جریانسازی رادیکالها بر پایه اطلاعات تحریفشده از متن پیشنویس استوار شده است.
محمود نبویان با ادعای اینکه متن پیشنویس را روخوانی میکند، مدعی شد که ایران پیشنهاد واگذاری تنگه هرمز را داده و سپاه پاسداران باید از این آبراه عقبنشینی کند تا کشتیهای اسرائیل آزادانه تردد کنند. این ادعاهای جنجالی بلافاصله با واکنش تیم رسانهای مذاکرهکننده مواجه شد. امیرحسین یزدانپناه، عضو این کمیته، با رد ادعاهای نبویان فاش کرد که هوشمندی مذاکرهکنندگان ایرانی مانع از گنجاندن کلمه «تنگه» در متن شده تا مشمول قواعد بینالمللی نشود.
رسانههای داخلی میگویند که واقعیت متن، بر خلاف ادعای رادیکالها، بر عبارت «تردد با ترتیبات ایرانی» تاکید دارد؛ به این معنا که حاکمیت ایران بر مسیر، تعیین خطوط ناوبری و حق دریافت هزینههای بیمه و امنیت حفظ شده است. همچنین در بخش مینروبی، ایران انحصار عملیات را در دست گرفته و مانع از شکلگیری ائتلاف آمریکایی شده است.
احتمالا بخش عمدهای از دیگر ادعاهای جریان رادیکال درباره متن تفاهم نیز تا همین اندازه غیردقیق است و صرفا در جهت اهداف سیاسی و جناحی مورد بهرهبرداری قرار میگیرد.
از کمپینهای سایبری تا دعوت به شورش خیابانی
ساز ناکوک رادیکالها، حتی صدای بخشی از اصولگرایان و رسانههای اصولگرا را هم درآورده است.
دعوت میثم نیلی، مدیرمسئول رجانیوز، از مردم برای «آرام ننشستن» و فریاد زدن علیه آنچه او «ننگی شبیه کاپیتولاسیون» نامید، از سوی ناظران سیاسی به عنوان دعوت علنی به شورش علیه تصمیمات حاکمیتی تعبیر شده است.
همچنین عملیات سایبری گسترده و راهاندازی کمپین «نمیپذیریم» در قم توسط دبیر ستاد امر به معروف این استان، نمونهای از ساختارشکنی علیه نهادهای بالادستی محسوب میشود.
منتقدان عملکرد این جریان را با پیامهای رسمی رهبری درباره حفظ وحدت، انسجام و پرهیز از تبدیل اختلافات به تنازع مقایسه میکنند و تاکید دارند که تندروها مسیر متفاوتی را پیش گرفتهاند.
درست چند ساعت پیش از تجمع مخالفان تفاهم اولیه با آمریکا برای پایان دادن جنگ نیز رسانه رهبری بخشهای مهمی از پیام چندی قبل آیت الله مجتبی خامنهای را بازنشر کرد. در این بخش از پیام آمده: «از جمله مصادیق تقوا، رعایت نعمت عظیم وحدت ملّی و انسجام بیبدیلی است که حول پرچم ایران اسلامی به ملّت بعثت یافته ارزانی شده و در زمرهی مهمترین عوامل ظفر در مقابل شیطان بزرگ میباشد.» همچنین در این پیام بازنشر شده خطاب به نمایندگان مجلس نیز آمده: «شکر این موهبت، اهتمام آحاد ملّت خصوصاً نخبگان فکری و سیاسی از جمله نمایندگان مجلس به صیانت از این وحدت و پرهیز از اختلافات پوچ سیاسی و برجسته کردن تفاوتهای اجتماعی است.»
با این حال جریان تندرو نیز تلاش میکند تا پیامهای آیتالله سیدمجتبی خامنهای را به سود خود تعبیر کند و حامیان تفاهم با آمریکا را متهم به غربگرایی و عدم رعایت خطوط قرمز رهبری میکنند.
ترجیح منافع حزبی به منافع ملی
رفتار امروز جریان رادیکال، مثل همیشه بیش از آنکه بر مبنای منافع ملی باشد، منافع حزبی و گروهی را دنبال میکند. این جریان درباره توافق هستهای نیز چنین رویکردی داشت و حتی در جریان تصویب آن در مجلس نیز جنجالهای بسیاری به راه انداخت. جنجالهایی که البته راه به جایی نبرد و برجام در جلسه مجلس به ریاست شهید علی لاریجانی تصویب شد.
منتقدان این جریان میگویند که تصمیمگیری درباره صلح و جنگ یا مذاکرات راهبردی، در صلاحیت انحصاری شورای عالی امنیت ملی و منوط به تایید نهایی رهبری است. تندروهای، اما با فرار رو به جلو و معرفی خود به عنوان تنها پاسداران نظام، عملاً سازوکارهای قانونی کشور را زیر سوال میبرند.
با این حال، به نظر میرسد که همچون برجام، اگر تصمیم به تفاهم اولیه و مذاکره با آمریکا در سطوح عالی تصمیمگیری تایید شده باشد، جریان رادیکال نمیتواند مانع آن شود. با این همه باید منتظر ماند و دید که در روزهای پیشرو، در صورت نهاییشدن تفاهم، چه مواجههای با این جریان در نهادهای حاکمیتی خواهد شد.
منبع





