اخبار

قم، بازخوانی یک جغرافیای تمدنی در افق ایران آینده است


برنا – گروه اجتماعی؛ وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی در یادداشتی اختصاصی برای پاد، عنوان کرد که قم را باید دوباره خواند. نه فقط به‌عنوان یک شهر زیارتی و تاریخی یا یکی از کانون‌های مهم علمی و حوزوی کشور، بلکه به‌مثابه یک «شهر تمدنی» که در تلاقی چند سرمایه بزرگ ــ زیارت، مرجعیت، دانش، تاریخ، فرهنگ و میراث ــ ایستاده است.

 متن یادداشت سیدرضا صالحی‌امیری، وزیر میراث‌فرهنگی، گردشگری و صنایع‌دستی، به این شرح است:

هفته دولت، اگر فقط به شمارش پروژه‌ها، اعتبارات و اقدامات اجرایی فروکاسته شود، بخش مهمی از فلسفه وجودی خود را از دست خواهد داد. دولت، در معنای عمیق خویش، نهاد صیانت از منافع بلندمدت جامعه و تنظیم‌کننده نسبت میان «امروز» و «فردا» است. از این منظر، هر سفر استانی می‌تواند فرصتی برای تامل در یک پرسش بنیادی باشد: چگونه می‌توان ظرفیت‌های نهفته یک سرزمین را از سطح امکان به سطح مزیت و از سطح مزیت به موتور محرکه توسعه تبدیل کرد؟

سفر اخیر ما به قم، مواجهه با چنین پرسشی بود، پرسشی درباره شهری که جایگاه آن در منظومه ملی ایران، به‌مراتب فراتر از تصویری است که تاکنون از آن ساخته‌ایم.

قم را باید دوباره خواند. نه فقط به‌عنوان یک شهر زیارتی و تاریخی یا یکی از کانون‌های مهم علمی و حوزوی کشور، بلکه به‌مثابه یک «شهر تمدنی» که در تلاقی چند سرمایه بزرگ ــ زیارت، مرجعیت، دانش، تاریخ، فرهنگ و میراث ــ ایستاده است.

قم، به اعتبار حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه (س)، بی‌تردید یکی از مهم‌ترین قطب‌های زیارتی ایران و جهان اسلام است. بنا بر اعلام مسئولان استان، این شهر سالانه میزبان میلیون‌ها زائر و گردشگر است که در مقیاس گردشگری ملی، ظرفیتی ممتاز و کم‌نظیر به شمار می‌رود. اما در سیاست‌گذاری فرهنگی، گاه آنچه اهمیت بیشتری دارد، کیفیت مواجهه انسان با مقصد و میزان ارزشی است که از این مواجهه برای فرد، جامعه و اقتصاد فرهنگی تولید می‌شود. مسئله راهبردی قم همین‌جاست.

چگونه می‌توان میلیون‌ها زائری را که برای زیارت وارد این شهر می‌شوند، با تاریخ، فرهنگ، معماری، هنر، دانش و میراث چند هزارساله آن نیز مواجه کرد؟ چگونه می‌توان «زیارت» را به دروازه‌ای برای ورود به یک تجربه عمیق فرهنگی تبدیل کرد؟ و چگونه می‌توان از حضور عظیم انسانی در قم، به جای یک جریان عبوری، یک جریان پایدار فرهنگی، اقتصادی و تمدنی ساخت؟

پاسخ را باید در عبور از «اقتصاد صرف زیارت» به «اقتصاد فرهنگ و تمدن» جست‌و‌جو کرد. این موضوع علاوه بر اینکه به معنای کاستن از شان زیارتی قم نیست، برعکس، به معنای تعمیق آن نیز هست. شهری که مقصد زیارت است، می‌تواند مقصد معرفت نیز باشد، شهری که انسان را برای نیایش به خود می‌خواند، می‌تواند او را به شناخت تاریخ و فرهنگ نیز دعوت کند. در این نگاه، گردشگری فرهنگی امتداد طبیعی و هوشمندانه زیارت است.

قم امروز در آستانه چنین بازتعریفی قرار دارد. توسعه حرم مطهر، گسترش شبکه‌های ارتباطی و بزرگراهی، تحولات کالبدی شهر و پروژه‌هایی همچون محور پیامبر اعظم (ص)، نشان‌دهنده شکل‌گیری اراده‌ای برای توسعه زیرساختی و همه‌جانبه قم است. اما تجربه توسعه در جهان معاصر به ما آموخته است که زیرساخت، شرط لازم توسعه است، نه تمام آن. توسعه‌ای که نتواند سرمایه‌های تاریخی و فرهنگی یک سرزمین را به زندگی امروز پیوند دهد، در بهترین حالت توسعه کالبدی خواهد بود، در حالی که توسعه پایدار، نیازمند پیوند میان زیرساخت، هویت و معنا است. قم از این حیث، گنجینه‌ای است که هنوز تماما خوانده نشده است.

در زیر سیمای امروز شهر، لایه‌هایی از یک تاریخ چند هزارساله قرار گرفته است. بیش از ۱۱ هزار شیء تاریخی متعلق به دوره‌های مختلف در مخازن نگهداری می‌شود. از تپه قلی‌درویش و محوطه باستانی قمرود تا تپه صرم، گورستان خاوه، معادن مس وشنوه، شمشیرگاه و زاری‌بلاغ، هر یک بخشی از پازل بزرگ تاریخ این سرزمین را در خود جای داده‌اند. این محوطه‌ها به ما می‌گویند قم، پیش از آنکه در ذهن معاصر با یک کارکرد خاص شناخته شود، در متن تاریخ طولانی زیست انسانی ایران حضور داشته است.

بنابراین، صیانت از این میراث بخشی از زیرساخت هویتی توسعه است. جامعه‌ای که حافظه خود را از دست بدهد، در ساختن آینده نیز با بحران معنا مواجه خواهد شد. از سوی دیگر، جامعه‌ای که میراث خود را فقط در ویترین‌های بسته نگهداری کند، امکان تبدیل آن به سرمایه اجتماعی و فرهنگی را از دست می‌دهد. مسئله اصلی سیاست میراث، از این رو، برقراری تعادل میان «حفاظت» و «زندگی» است، حفظ گذشته، برای آنکه آینده ریشه داشته باشد.

از همین منظر، باید برای مجموعه تاریخی قم یک نقشه راه جامع تدوین کرد، نقشه‌ای که در آن حفاظت، مرمت، مستندسازی، پژوهش، معرفی، موزه‌داری، گردشگری و ثبت‌جهانی، حلقه‌های یک زنجیره واحد باشند.

ثبت‌جهانی برخی از این ظرفیت‌ها می‌تواند یکی از افق‌های این مسیر باشد. اما ثبت‌جهانی را نباید به کسب یک عنوان تقلیل داد. ارزش واقعی ثبت‌جهانی، در ارتقای استاندارد‌های حفاظت، مدیریت و معرفی میراث و قرار گرفتن آن در شبکه جهانی گفت‌وگوی فرهنگی است. میراث‌جهانی زمانی معنا پیدا می‌کند که جهانی شدن آن، به حفاظت بهتر و فهم عمیق‌تر آن منجر شود. با این همه، شاید مهم‌ترین سرمایه قم در «اندیشه» آن نهفته باشد.

دیدار با آیت‌الله سیدجواد شهرستانی، نماینده آیت‌الله العظمی سیدعلی سیستانی در ایران، برای من فرصتی بود تا بار دیگر به این حقیقت توجه کنم که مرجعیت در قم، در متن حیات اجتماعی، علمی و فرهنگی امروز آن حضور دارد.

ساخت بیمارستان تخصصی و فوق‌تخصصی نور با ظرفیت ۵۰۶ تخت و همچنین مجموعه عظیم کتابخانه‌های تخصصی آیت‌الله‌العظمی سیستانی، که با هدف گردآوری منابع فارسی و عربی، نسخه‌های خطی و میلیون‌ها جلد کتاب و ایجاد فضا‌های پژوهشی، فرهنگی و گفت‌وگویی در حال احداث است، نشانه‌ای از همین پیوند میان اندیشه و مسئولیت اجتماعی است.

این پروژه‌ها را نباید با مترمربع، تعداد طبقات یا ظرفیت فیزیکی آنها سنجید. اهمیت آنها در الگویی است که ارائه می‌کنند: دانش هنگامی به سرمایه تمدنی تبدیل می‌شود که در خدمت انسان و جامعه قرار گیرد. از همین نقطه می‌توان افق بلندتری را برای قم تصور کرد: قم به‌عنوان یکی از کانون‌های گفت‌وگوی فرهنگی جهان اسلام.

قم از سرمایه تاریخی و معنوی لازم برای ایفای چنین نقشی برخوردار است. گفت‌و‌گو در اینجا به معنای ایجاد یک «زیست‌بوم گفت‌و‌گو» است؛ محیطی که در آن حوزه، دانشگاه، کتابخانه، موزه، هنر، ادبیات و اندیشه در کنار یکدیگر قرار گیرند و بتوانند با جهان اسلام و جهان معاصر وارد تعامل شوند.

این افق، مستلزم ایجاد یک مرکز گفت‌وگوی فرهنگی با رویکردی بین‌المللی است، مرکزی که بتواند اندیشمندان جهان اسلام را گرد هم آورد و مسائل مشترک جهان معاصر را از منظر فرهنگ، تمدن، میراث، اخلاق، هنر، دانش و آینده جوامع انسانی به بحث بگذارد. چنین مرکزی می‌تواند بخشی از دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران را از سطح رویداد به سطح «نهاد» ارتقا دهد.

در این منظومه، موزه، نهاد حافظه جمعی و تولید روایت تاریخی است. راه‌اندازی موزه باستان‌شناسی، تاریخ و فرهنگ قم، با مجموعه‌ای بیش از شش هزار شیء از دوره‌های گوناگون، اقدامی در جهت عمومی کردن سرمایه‌ای است که سال‌ها در مخازن محفوظ مانده است. مردم قم باید بتوانند تاریخ سرزمین خود را ببینند، کودکان این شهر باید بتوانند گذشته خود را لمس کنند و گردشگر باید بداند که پشت سیمای امروز قم، چه لایه‌های عمیق و شگفت‌انگیزی از تاریخ ایران قرار گرفته است.

همین منطق در طرح سامان‌دهی و احیای منظر فرهنگی ـ تاریخی مقابر گنبد سبز نیز جاری است. گنبد‌های سبز بخشی از منظر تاریخی قم و یکی از حلقه‌های پیوند میان معماری، حافظه شهری و هویت ایرانی ـ اسلامی‌اند. سامان‌دهی این مجموعه زمانی به نتیجه واقعی خواهد رسید که بنا‌های تاریخی دوباره به متن زندگی شهر بازگردند و فضای پیرامونی آنها به محیطی برای فهم، مکث، تجربه و گفت‌وگوی فرهنگی تبدیل شود.

در نهایت، مسئله قم برای من بخشی از مسئله ملی ایران در حوزه توسعه فرهنگی است. ایران امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند آن است که شهر‌های خود را بر اساس کارکرد‌های تمدنی‌شان بازتعریف کند. مشهد، قم، شیراز، اصفهان، تبریز، یزد و دیگر شهر‌های تاریخی ایران هر یک می‌توانند در یک شبکه ملی از «شهر‌های تمدنی» جای گیرند، شبکه‌ای که در آن زیارت، فرهنگ، دانش، هنر، میراث و اقتصاد خلاق به یکدیگر متصل می‌شوند.

در چنین نگاهی، توسعه قم فعال‌سازی یک گره راهبردی در شبکه تمدنی ایران است. بر این باورم که آینده قم را نباید در تقابل میان سنت و توسعه جست‌و‌جو کرد. مسئله اصلی، یافتن نسبتی خلاق و مولد میان این دو است. قم می‌تواند نشان دهد که چگونه می‌توان با حفظ اصالت، به آینده نگریست، چگونه می‌توان میراث را حفاظت کرد، بی‌آنکه آن را منجمد ساخت، چگونه می‌توان زیارت را با گردشگری فرهنگی پیوند زد و چگونه می‌توان سرمایه معنوی و علمی را به ظرفیت گفت‌و‌گو با جهان تبدیل کرد. این مسیر البته تنها با اراده دولت محقق نمی‌شود. دولت باید زیرساخت و سیاست را فراهم کند، مدیریت استان باید این اراده را به برنامه جامع تبدیل کند، نهاد‌های علمی و فرهنگی باید مشارکت کنند، جامعه محلی باید صاحب این فرآیند باشد و بخش‌خصوصی باید در اقتصاد فرهنگی آینده قم نقش ایفا کند.

اما نقطه آغاز روشن است: قم باید از «مقصد زیارت» به «منظومه» تبدیل شود، از محل حضور به محل تجربه و از جغرافیای زیارت به جغرافیای معرفت.

من آینده قم را در همین نقطه می‌بینم. شهری که میلیون‌ها انسان برای زیارت وارد آن می‌شوند، اما با تجربه‌ای عمیق‌تر از تاریخ، فرهنگ، اندیشه و تمدن ایران و جهان اسلام از آن خارج می‌شوند. شهری که علاوه بر پذیرش زائر، با او گفت‌و‌گو می‌کند. شهری که علاوه بر حفظ میراث، از آن برای ساختن آینده بهره می‌گیرد و شهری که می‌تواند بار دیگر در تاریخ ایران، به‌عنوان یکی از کانون‌های تولید معنا، معرفت و گفت‌وگوی تمدنی نقش‌آفرینی کند. این قمِ بااراده دولت و مردم دست‌یافتنی است.

سرمایه‌های آن از پیش وجود دارند، آنچه امروز به آن نیاز داریم، نگاهی تازه برای دیدن، اراده‌ای مشترک برای حفاظت و سیاستی هوشمندانه برای به‌هم‌پیوستن این سرمایه‌هاست و این، به باور من، یکی از مهم‌ترین صورت‌های توسعه ایران در دهه‌های پیش رو است: تبدیل جغرافیای میراث به جغرافیای آینده.»

انتهای پیام/


منبع

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا